تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
« اين ره كه تو مىروى به تركستان است »
پس بلدى واجب و ناخدايى لازم است كه سالك را به مقصد اصلى رساند و كشتى را به ساحل مطلوب كشاند . پس منكشف گرديد كه واجب است در نظام اتم اشياء ، و در انتظام عالم ماسوى كه مقتضاى عنايت ازلى و حكمت لم يزلى است ، و در وصول اشخاص انسانى به غايات اصليه ، و معارف حقيقيه و جنات عدنيه وجود شخصى كه به حسب فطرت و جبلت نفس شريف و روح قدسيش را اتصالى با عقل كلى و اتحادى با نفس كلى و ارتباطى با روح قدسى متحقق باشد ، و در استكمال كمالات عقليه و معارف حقيقيه و در اهتواى به عالم اخرويه و مناهج الهيه مستكفى باشد به ذات خود و به باطن ذات خود ، يعنى به معلم خارج از ذات خود و باطن ذات خود محتاج نباشد ، و الا به معلم ديگر محتاج خواهد بود ، پس تسلسل لازم مىآيد ، و اگر برگردد دور مىشود ، و هردو از مستحيلات‌اند . پس بايد آن شخص به حسب اصل فطرت به عالم قدس متصل باشد ، و به علم لدنّى و كشف معنوى به واسطهء عقل كلى از فيّاض علوم و معارف استعلام معالم دينيه و استكشاف معارف حقيقيه نمايد ، و معاونت كند ساير سالكين و مكلفين را ثابت در ابتدا بسوى طريق مستوى و صراط مستقيم . يعنى مقرر نمايد از براى ايشان قوانين كليه و شرايع حقّه و نواميس الهيه را . و تبليغ نمايد به ايشان معالم دينيه و منهاج اخرويه را ، و تعليم نمايد به ايشان معارف حقيقيه و نسك الهيه را ، بشارت دهد ايشان را به حور و غلمان . و بترساند ايشان را از عذاب نيران ، ترغيب نمايد ايشان را به طاعت ، و زجر كند ايشان را از منهيات ، تا به معاونت او به نهج مذكور ، بر خصوم خود غالب آيند ، و متوجه بسوى غايات حقيقيه و اغراض اصليه خود باشند . و چنين شخصى پيغمبر است يا خليفهء پيغمبر است . فرق در ميانهء ايشان در بيان حقيقت وحى و الهام در شارقات سابقه منكشف گرديد ، متذكر باش ، و بدان‌كه بعد از اثبات نبوت مطلقه بلكه خلافت مطلقه به اين نحو از بيان و برهان كه از الهامات غيبيه و مواهب ربانيه و از خصايص اين وجيزهء شريفه است ، مىگويم كه اين تحقيق و تنوير از بابت تفريع و تنبيه عيان