در مكمن اختفا باقى باشند .
و در اين قسم ، مراتب غير محصوره ، و درجات متفاوته است كه به حسب كميت و كيفيت ، يعنى به اعتبار عدّت و شدّت مختلف مىباشند .
بخلاف قسم اول كه در آن تفاوتى نمىباشد مگر به اعتبار شدت و ضعف و كمال و نقصان .
زيرا كه كيفيت حصول نتايج از براى قواى عقليه در جلا و ظهور ، بسته به كيفيت حصول مبادى و مقدمات است از براى آن قوا در مرتبهء جلا و ظهور ، و چه بسيار از مقدمات است كه از براى كسى در نهايت جلا و ظهور است ، و از براى كسى نه چنين است ، بلكه ، حصول آن مقدمات ، جهت شخص واحد ، نسبت به ازمنهء مختلفه ، و حالات متغايره نيز مختلف مىشود .
و در هر باب نتيجه تابع مقدمات است و به حسب اختلاف آنها در ظهور و جلا نتيجه نيز مختلف مىشود ، و اينها مراتب علم دراست و استبصار است .
و مراتب ديگرى نيز از براى آن جوهر قدسى حاصل مىتواند شد كه فوق آن مراتب است ، چنان كه در بيان كشف صورى و كشف معنوى به بسط تمام گذشت ، متذكر باش !
بدانكه از اينجا ظاهر مىشود سرّ اينكه صبيان اشخاص انسانى كه هنوز به مرتبهء بلوغ صورى نرسيدهاند مكلّف به تكليفى و متعبّد به شريعتى و ملتى نمىباشند ، بلكه مرفوع القلم و مطلق العناناند چنان كه متفق عليه همهء اهل ملل و شرايع است ، بلكه مطلق تكليف نسبت به ايشان - به اصول باشد يا به فروع - از مستحيلات و ممتنعات مىدانند .
اشاره به سرّ آنكه صبيان و مجانين مكلّف به تكاليف شرعيه نيستند
بيان ظهور آن است كه مادامى كه عقل بالملكه ، به فعليت نيامده است ، اكتساب نظريات متصور نمىباشد .
و از بينات است كه ايشان شرايع حقّه يعنى تحصيل علم يقينى به اصول آنها و فروع آنها ، از باب نظريات است نه از باب بديهيات ، پس تكليف به شرايع حقه و