تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
جانب سعادت متحقق مىشود ، در جانب شقاوت نيز متحقق مىشود و فهم آن خالى از دقت و غموض نيست ، بلكه در بادى رأى و ظاهر نظر ، مستبعد و مستنكر مىنمايد ، لهذا به تمهيد مقدمه موقوف است ، و آن اين است كه : نفوس شريفهء نوع انسانى ، به حسب فطرت اوليّه و جبلّت اصليّه متوجه بسوى غايات عقليه و كمالات روحانيه مىباشند ، زيرا كه به حسب اصل فطرت از سنخ ملكوت و ارواح‌اند ، و منكشف گرديد كه غايات حقيقيه مكمّلات ذوات و حقايق اصحاب غايات‌اند . پس بايد غايت و صاحب غايت در اصل سنخ وجود و حقيقت هستى و ذات متحد باشند و غايت در آن حقيقت اكمل و اقوى باشد تا تكميل و تتميم متصور ، و استكمال و استتمام تواند كه متحقق شود . از اينجا ظاهر مىشود در نزد صاحبان بصيرت كه غايات طبايع معدنيه و غايات نفوس نباتيه كمالات نباتيه و غايات نفوس حيوانيه كمالات حيوانيه و غايات قواى وهميه كمالات وهميه و غايات قواى شهويه كمالات شهوانيه و غايات قواى غضبيه كمالات غضبيه و غايات نفوس انسانيه كمالات انسانيه ، يعنى غايات عقليه است .
در جهان هر چيز ، چيزى جذب كرد * گرم ، گرمى را كشيد و سرد ، سرد ناريان مر ناريان را جاذبند * نوريان مر نوريان را طالبند
« الطيّبات للطيّبين ، و الخبيثات للخبيثين » . بدان‌كه نوع شريف انسانى به جهت جامعيت ، اشتمال نشأت وجودش بر همهء اين نشآت و عوالم ، چنان‌كه مقتضاى حجت ، و مستفاد از مشكات ولايت است ، همهء اين غايات و مشتهيات و همهء اين اغراض و ابتهاجات ، در اين نشأت جامعه ، متحقق است ، و هر مرتبه ، از مراتب و هر نشأت از نشآتش ، به حسب فطرت و جبلّت خود به اعتناى تمام و اهتمام مالا كلام دربند غايت اصلى خود و در قيد مشتهيات حقيقى خود گرفتار است . لهذا دائما تنازع و تخاصم و تشاجر و تجاذب ، در معركهء نشأت انسانى در ميانهء مبادى مذكوره به جهت تحصيل غايات و اغراض خاصهء خود كه در حد
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 226 | ملا عبد الله مدرس زنوزى