حسب اصل فطرت ، بايد بالفعل ثابت و محقق باشد .
پس ابتهاج آنها به ذوات خود كه عين ذوات آنها است بعينها محبت آنها و عشق آنها است به مبدأ اعلى كه صرف خير و خير صرف ، و خير الخير است و كمال - الكمال و تمام التمامات است .
لهذا مستغرقند در ملاحظهء جلال ازلى و والهاند در مشاهدهء جمال لم يزلى .
معشوقى جز مبدأ اعلى ندارند و محبوبى جز علت اولى ندارند .
اشاره به آنكه عشق به كمال و حب به مبدأ فيض در همه اشياء سارى است
متفطن باش و بدانكه از اين بيانات و اشراقات ظاهر مىشود در نزد صاحبان بصيرت كه هر جاعلى بذات اصلى است از براى مجعول خود ، و هر مفيضى مطلوب حقيقى است از براى مفاض خود ، و هر علتى محبوب ذاتى است از براى معلول خود . لهذا سفليّات طالب علويّات ، كائنات طالب مبدعات ، و همه به حسب فطرت و جبلّت طالب خير اقصى و مبدأ اعلى مىباشند .
سارى است سرّ عشق در اعيان على الدّوام * كالبدر فى الدجيه و الشمس فى الظّلام
و بر اين معنى مبنى است قول قائل : لو لا عشق العالى لا نطمس السافل
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ »
« 1 » ،
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
« 2 » .
سرّ الهى
اشارة اجمالى به حركت جوهرى و بيان آنكه رجوع به معدن كمال و منبع عشق در ماديات به حركات ذاتى حاصل مىشود
از اينجا ظاهر مىشود در نزد حاذق محقق ، و بصير محدق ، سرّ حركات جوهريه و تحولات طبيعيه ، از جماد بسوى نبات و از نبات بسوى حيوان و از
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ( 42 ) ، آيهء 53 .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 156 .