تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
قواعد برهانيه و قواعد عقليه موقوف است بر تمهيد مقدمه . و آن اينست كه : در علم كلى از علم الهى براهين ساطعه و حجج نيّره قائم است بر اينكه از براى هر موجودى از ممكنات - ابداعى باشد يا تكوينى ، مجرد باشد يا مادى - غايتى است ذاتى و غرضى است و مطلوبى است حقيقى و محبوبى است فطرى ، كه به جبلى ذاتش بسوى آن متوجه ، و به جانب آن ملتفت و به وصول آن مايل و به نيل آن قاصد ، و به وصال آن عاشق است . و آن غايت ذاتى و غرض اصلى به جهت اصالت و قوت ، و به اعتبار شدت و كمالش ، مكمل ذات او و متمم حقيقت اوست در همهء فضايل و كمالات كه از براى او به امكان عام متصور است از براى اينكه اين قانون الهى كه از امهات وصول به مطالب است از بيانى و برهانى خالى نباشد ، و مقاصد آينده و مطالب مستقبله كه هريك فى نفسه از امهات و مطالب وصول مقاصدند به حواله محتاج نباشند و از اقناعيّات محسوب نشوند در مقام كشف حقيقت اين مطلب اعلى مىگويم كه : در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد كه جاعليت بالذات و مجعوليت بالذات ، به اصالت و حقيقت در ميانهء حقايق وجودات است نه در ميانهء اقسام ماهيات مگر بالعرض و بالتبع . و اينكه وجود مفيض و جاعل بايد اقوى و اكمل و اجلى و ارفع باشد از وجود مجعول و مفاض . و اينكه وجودات امكانى مرتبط بالذات و متعلق بالذات‌اند به وجود مفيض بالذات . يعنى حقيقتى ندارند سواى تعلق و ارتباط به جاعل حقيقى و فاعل سرمدى . پس نسبت وجودات مفاضه به وجود مفيض ، نسبت نقص به تمام و نسبت فقر به غنا و نسبت جلوه به تجلى و نسبت فرع به اصل است . پس هر كمال وجودى بايد در مفيض اكمل و اقوى باشد از مفاض و تفاوتى متحقق نباشد مگر به شدت و ضعف و به كمال و نقصان . لهذا همهء اوصاف و كمالات وجود از آن جهت كه وجود است در جميع مراتب و درجات حقايق وجوديه متحقق بلكه عين آن حقايق مىباشد . پس در هر حقيقت وجوديه علم و حيات و قدرت و مانند آنها از نعوت و اوصاف وجوديه بايد متحقق باشد و تفاوتى نباشد مگر به شدت و ضعف حتى در