بر آن قلوب صافيه و عقول سليمه ، فايض و متجلى مىشود .
زيرا كه در شارقات سابقه برهان محكم البنيان و حجت شديد الاركان به حد انكشاف آمد كه ذات اقدس مبدأ اعلى جواد مطلق و فياض على الاطلاق و واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات است ، و قصور و نقصان از قبل قوابل و ماهيات است .
پس به قدرى كه قصور و نقصان زايل ، و حجب و استار تعلقات و كدورات به جهت مجاهدات نفسانيه و رياضات علميه و عمليه از صفايح قلوب و ارواح ، مرتفع مىگردند ، انوار علميه و معارف حقيقيه از مبدأ فياض ، فايض مىشوند چنان كه در صحيفهء الهيه وارد است :
« إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ »
« 1 » .
و در كلام اهل بيت حكمت و عصمت ، وارد است : « العلم نور يقذفه اللّه فى قلب من يشاء » .
بدانكه از اين بيان و تبيان ظاهر گرديد معناى كلام آن جناب كه : ايمان بعضيش از بعضى ديگر است ، زيرا كه ايمان يا عبارت است از مجموع تصديق به عقايد حقه و اعمال صالحه كه در شريعت حنيفه مقرر است ، چنان كه معتقد بعضى از علماى كلام است .
پس تصديق جزئى از ايمان ، و عمل جزء ديگر خواهد بود .
و از بيانات مذكوره منكشف گرديد كه هريك از ديگرى حاصل است نه به وجهى كه دور ثابت شود ، يا عبارت است از نفس تصديقات به عقايد حقه ، چنان كه مذاق و مشرب محققين ايشان است .
پس در اين صورت مراد از بعض ايمان مراتب آن خواهد بود .
و از بيان سابق منكشف گرديد كه هر مرتبهاى از مراتب معرفت علت ذاتى است از براى عملى ، و هر عملى سبب اعدادى است از براى معرفتى « هكذا الى ما شاء اللّه » .
هامش
( 1 ) . سورهء سبا ( 34 ) ، آيهء 47 .