دوم ، شوقى است كه از آن تصديق حاصل مىشود .
سوم ، عزمى است كه از شوق پيدا مىشود .
چهارم ، قواى محركه در عضلات و ساير اعضاء مودعاند . و بعد از تحقق عزم ، آن قوى حركت مىدهند اعضاء را ، تا فعل مطلوب در خارج موجود شود .
و هريك از اين مبادى اربعه به ترتيب مذكور ، علت لاحق خود ، و معلول سابق خود مىباشند ، تا از طرف تصاعد به مسبب الاسباب منتهى شود ، و از طرف تنازل به فعل مطلوب منتهى گردد .
بخلاف سببيت عمل از براى معرفت كه سببيت اعدادى و تقدمش تقدم زمان است .
چنان كه همه حركات و تحريكات در نزد فحص و برهان نسبت به امورى كه به آنها مترتب مىشوند علل اعداديهاند نه علل ذاتيه .
و بعد از تحقق اعداد امورى كه در بادى نظر بر آن حركات و تحريكات مترتب مىشوند از مبادى فعّاله و علل ذاتيه فايض مىشوند .
در بيان آنكه سببيّت در حركات و تحريكات اعدادى است
از اين قبيل است علّيت بنّا نسبت به بنا زيرا كه علّيت بنّا به اعتبار تحريك آلات بنا است نه به اعتبار ذاتش بلكه عليت آتش نسبت به سخونت آب نيز از اين قبيل است زيرا كه عليت آتش به اعتبار تحريك مادهء آب است نه به اعتبار ذاتش و بعد از تحقق اعداد در هردو باب ، صورت بنا ، و صورت سخونت ، از مبادى فعّاله و علل ذاتيّه ، بر مادهء مستعدّه ، فايض مىشود .
و بيان كيفيت اعداد در ما نحن فيه آن است كه : به جهت اعمال صالحه ، و نيات خالصه ، و مجاهدات نفسانيه ، و تخلق به اخلاق كريمه و خصال حميده ، و توجه تام به حضرت ربوبيت ، كدورات نفسانيه ، و هواجس جسمانيه ، و تعلقات دنياويه ، زايل مىشود و صفايى در قلب و جلايى در روح و عقل ، پيدا مىشود ، و قابل انوار غيبيه و لمعات الهيه مىگردد .
پس لا محاله انوار معارف حقايق و لمعات شهود حقايق معارف از مبدأ فياض