اخلاص ، و به مرتبهء فناى در فنا و مقام جمع جمع كه مرتبهء نفى صفات و فقر ذاتى و عبوديّت حقيقيه است فايز مىشود ، بعد از آن مقام فرق بعد از جمع ، و مقام تمكين و استقامت است كه فوق همهء اين مقامات است ، چنان كه در نزد شرح فقرات حديث معهود مبسوط و مشروحا مذكور خواهد شد .
و ليكن بدانيد اى صاحبان بصيرت و فطنت و اى طالبان معرفت و حقيقت كه مقام فنا ، و فناى در فنا ، و مقام بقاى بعد از فنا ، به اصالت و تماميت و به حقيقت و بالذات ، مقام خاتم نبوت و خاتم ولايت است ، بعد از آن از براى كسى كه در ميانهء او ، و آن دو صاحب ولايت ، نسبت معنوى و رابطهء حقيقى متحقق شود .
و اين نسبت معنويه را مراتب مختلفه و درجات متفاوته است ، و مقامات غير - محصوره بلكه غير متناهيه است ، و سبب ميراث معنوى اين و آن سبب معنوى است .
و مراد از ميراث معنوى مراتب ارث معنوى انكشاف حقايق غيبيه و معانى غيبيّه و معارف « 1 » حقيقيه است .
و به حسب تفاوت مراتب نسبت معنويهء مراتب ارث معنوى نيز متفاوت مىباشد .
از اينجا ظاهر مىشود سرّ كلام ختمى مآب « العلماء ورثة الأنبياء » ، و سرّ حديث « من عمل بما علم ، ورثّه اللّه علم ما لم يعلم » .
زيرا كه عمل عبارت از مجاهدات نفسانيه و اعمال بدنيّه است ، سبب حصول نسبت معنويه و موجب تحقق استعداد ، حصول معارف حقيقيه است چنان كه در كلام مجيد از براى اشاره به اين لطيفهء ربانيه فرموده
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ »
« 2 » .
هامش
( 1 ) . به اين معنا محققان از عرفا تصريح نمودهاند از جمله شارح فصوص ، علامه قيصرى با اينكه ايشان به ظاهر از علماى عامه و اهل سنت محسوب مىشود در اول شرح خود بر ديباچهء فصوص گويد « و من صحت نسبته الى رسول اللّه معنا و ظاهرا فهو الخليفة القائم مقامه » و خود در اينجا نسبت ظاهرى را همان قرابت ظاهرى مىداند و نسبت معنوى را وراثت علمى و تخلق به خلق حضرت ختمى دانسته است و اين معنى فقط بر اهل بيت و عترت منطبق است و لا غير . آنچه ذكر شد در تعليقه ( حدود 18 سال قبل ) مذكور افتاده و بايد وارث مقام ختمى مرتبت داراى دو نسبت باشد ؛ طينى يا نسبت به حسب طينت و ديگر نسبت معنوى « چو او ( حضرت مهدى روحى لجسمه الفدا ) با خواجه يابد نسبت تام ( مراد نسبت معنوى و صلبى است از او با ظاهر آيد رحمت عام » « وجود اوليا او را چو عضوند - كه او كل است و ايشان جمله جزءند » .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 282 .