و اين قسم از كشف را « الهام » گويند اگر مكشوف از سنخ معانى باشد و مشاهدهء قلبى و كشف روحى است و آن عبارت است از ظهور حقايق اشياء در مقام روحى كه فوق مقام قلبى است .
و نسبت آن به قلب و ساير قواى عاليه و سافله نسبت آفتاب است به ماه و به ساير مستنيرات كه به نور آن منور و به ضياء آن مستضىء و به اشراق آن منجلى و منكشف مىباشند .
پس مقام روحى مستفيض است به اندازهء قابليت و استعدادش از مبدأ فياض بدون واسطه نسبت به مادون خود .
و افاضه مىكند به مقام قلبى و به ساير قواى عاليه و سافله كه در تحت آن واقعند ، و تقييد به نسبت مادون به جهت آن است كه مقام روحى نيز نسبت به ما فوق خود از ساير مقامات به واسطه محتاج است .
بلكه در ميانهء نفس مقامات روحانيه نيز تفاوت فاحش ثابت است ، به شدت و ضعف و به كمال و نقصان .
مثلا : مقام روحى انبياء و اوصياء ، اكمل و اقوى است از مقام روحى اتباع و اشياع ايشان .
و در اتباع و اشياع نيز تفاوت با شدت و ضعف متحقق است ، پس هر عالى در اين مرتبه واسطهء دانى است تا منتهى شود به قطب الاقطاب ، كه روح نبى يا وصى باشد و بر اين قياس است ساير مقامات ، متفطن باش !
بدانكه در كتاب نفايس الفنون مذكور است كه : « در مبادى اين مقام كه نامش كشف روحى است ، درجات جنان و شواهد رضوان ، و مشاهدهء ملائكه و مكالمهء روحانيه با ايشان ، كشف شود و در چمن روح به كلى صاف گردد ، و از كدورات جسمانى صقالت يابد ، عوالم نامتناهى مكشوف شود و دائرهء ازلى و ابدى نصب گردد و حجاب زمان و مكان برخيزد چنان كه از ابتداى آفرينش موجودات و مراتب آن كشف نظر او شود .
هرآنچه در زمان مستقبل خواهد بود به معاينه بيند و رسول خدا ( صلى اللّه عليه و آله ) از اينجا فرمود : « لا ترفعوا رؤسكم فانّى اريكم من امامى و خلفى » .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٢٠٦