و بيشتر خرق عادات كه آن را كرامات گويند از اشراق بر خواطر و اطلاع بر مغيبات و عبور بر آب و آتش و هوا و طىّ زمين و غير آن در اين مقام پديد آيد .
و اين معانى را در نزد ارباب حقيقت زيادت اعتبارى نبود چه اهل ضلالت را نيز اين معنى صورت بندد .
چنان كه رسول خدا ( صلى اللّه عليه و آله ) از شخصى پرسيد : « ما ترى ؟ »
قال : ارى عرشا على الماء .
فقال ( عليه السلام ) : ذاك عرش ابليس .
و آنچه در نقل آمده كه دجّال مرده را زنده مىكند ، هم از اين قبيل باشد .
و حقيقت كرامات جز اهل دين را نتواند بود .
و آن بعد از كشف روحى در مكاشفات خفى پديد آيد .
زيرا كه روح كافر و مسلمان را هست » .
تمام شد كلام نفايس الفنون .
بيان كشف سرى از مراتب كشف و اشاره به تجليات انوار در مقام باطن انسانى
چهارم از اقسام كشف معنوى كشف سرّى است ، و آن عبارت است از ظهور معانى غيبيه و حقايق قدسيه و مفارقات عقليه در مقام سرّ ، كه فوق مقام روح است .
و در اين مقام بواطن حقايق ارواح مشهود و اسرار آفرينش و حكمت وجود هر چيزى مكشوف مىگردد .
پنجم كشف خفى است ، و آن عبارت است از ظهور و شهود حقايق و معانى اشياء و انكشاف صفات و نعوت جمال حق جل و علا ، كه تعبير از آنها در اصطلاح ارباب عرفان به عالم اسماء و عالم واحديّت است ، در مقام خفى كه مقام فناى سالك مسالك توحيد و عرفان است از اغيار .
جماعتى از ايشان به اين شش مرتبه اقتصار نموده دو مرتبهء اخيره را قصواى مراتب و درجات كشف معنوى شمرده و گفتهاند كه نه اشاره به اين دو مقام و در اين دو مقام ممكن ، و نه عبارت و بيان در استكشاف آنها كافى و وافى تواند بود .