تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
و بعضى هفت مرتبه ، تعيين نموده و در كتب و صحف خود بيان فرموده‌اند . و اين فقير نيز به جهت اقتدا و پيروى ايشان آن مراتب و اقسام را با بيانات شافيه و تحقيقات شريفه به رشتهء تقرير مىكشم تا نفعش عام و فيضش تمام باشد . پس مىگويم : مرتبهء اولاى از كشف معنوى ، كشف حدسى است و آن عبارت است از ظهور معانى غيبيه در نزد قوهء متفكره بدون اينكه محتاج باشد به استعمال مقدمات عقليه و تركيب قياسات برهانيه ، بلكه مجرد انتقال قوهء متفكره از مطالب بسوى مبادى و در ظهور و انكشاف آن معانى غيبيه در نزد قوهء مفكّره كافى و وافى باشد . لهذا اين قسم از كشف به كشف حدسى موسوم است . دوم كشف قدسى است ، و آن عبارت است از ظهور معانى غيبيه و معارف عقليه در نزد قوهء عاقله كه مستعمل قوهء متفكره است ، و آن قوه را قوهء ناطقه و نور قدسى گويند . لهذا اين قسم از كشف را به كشف قدسى ناميده‌اند و كشف سابق ، يعنى حدسى از جمله لمعات و انوار اوست چنان كه قوهء مفكّره از جملهء لمعات و انوار نور قدسى است . و هردو را از ادناى مراتب كشف معنوى شمرده‌اند . و بعضى از عرفا بعد از بيان كشف دوم گفته است كه : « اين قسم از كشف را كشف نظرى خوانند ، و بر او زيادت اعتمادى نباشد ، چه هرچه در نظر آيد تا در قدم نيايد اعتماد را نشايد و جمله ارباب نظر كه همت بر تجريد عقل و ادراك معقولات گماشته‌اند و عمر در آن صرف كردند در اين مقام بماندند و آن را وصول به مقصد حقيقى شمردند . و به حقيقت چون مقصود اصل را نشناختند از فوايد ديگر مدركات و مراتب محروم ماندند » . تمام شد كلام بعضى عرفا . سوم كشف الهامى است ، و آن عبارت است از ظهور معاينه غيبيه در نزد لطيفهء الهيه كه موسوم است گاهى به قلب معنوى و گاهى به نفس ناطقه در هنگامى كه مصفّا باشد از كدورات نفسانيه و هواجس جسمانيه و مصقّل باشد به مصقّلات مجاهدات علميه و عمليه ، و منقطع باشد از تعلقات كونيّه و تشبّثات طبيعيه .