تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
خواب ديدم كه شير خوردم ، تا اينكه بيرون رفت چركها از ناخنهاى من ، پس تأويل كردم اين معنى را به علم » . پنجم از اقسام كشف صورى ، كشف لمسى است كه به طريق ملامسه حاصل شود ، و آن عبارت است از اتصال معنوى مثالى كه در ميانهء دو چيز به حسب وجود برزخى حاصل شود ، مثل اتصال در ميانهء دو نور مثال شبحى و دو جسم نورانى برزخى . مروى است از ابن عباس ( رضى اللّه عنه ) كه حضرت رسالت فرمودند : « وضع اللّه كفّه بين كتفى ، فوجدت بردها بين ثدييى ، فعلمت ما فى السماوات و ما فى الارض ، ثم تلا هذه الآية :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
« 1 » . يعنى : « گذاشت خداوند عالم ، دست خود را در ميانهء دو دوش من ، پس يافتم برودت آن را در ميانهء پستانم ، پس دانستم آنچه را كه در آسمان و زمين است ، بعد از آن اين آيهء شريفه را خواند . . . » و از اين معنا حاكى است لسان بعضى شعراى عرب در مدح امير مؤمنان :
قيل لى ، قل لعلى مدحا * ذكره يطفىء نارا موصده قلت هل ، اقدم فى مدح امرء * حار ذو اللّب ، الى ان عبده و النبى المصطفى قال لنا * ليلة المعراج لمّا صعده وضع اللّه على ظهرى يدا * فأرانى القلب ان قد برده و علىّ واضع اقدامه * فى مكان وضع اللّه يده
ملخص معناى اين ابيات آن است كه به من گفتند كه : « از براى على ( عليه السلام ) مدحى بگو كه آتش افروخته را ، خاموش كند » . گفتم : « چگونه مدح بگويم كسى را كه صاحبان عقل دربارهء او حيران ماندند ، تا اينكه او را خدا دانستند » . و پيغمبر برگزيده فرمود از براى ما كه : « در شب معراج چون به منتهاى صعود رسيدم ، خداوند عالم گذاشت دست خود را بر پشت من ، پس برودت آن در دل من ظاهر شد . و على ( عليه السلام ) پاى خود را گذاشت در مكانى كه خدا
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ( 6 ) ، آيهء 75 .