ملك و ملكوت است جلوه مىنمايند . [ تمام شد آنچه از نفائس الفنون نقل شد . ]
اشاره به ميزان تميز و ملاك فرق ، بين خواطر ملكى و شيطانى و رحمانى و نفسانى . . .
بدان اى سالك طريق مستوى و صراط مستقيم كه ، تميز در ميانهء خواطر مذكوره ، چنان كه بايد و شايد ، ممكن نيست ، مگر كسى را كه نخست آينهء دل را از زنگ هوى و هوس نفسانى و تعلقات دنياوى ، به مصقلهء زهد و تقوى جلا دهد ، تا صور حقايق « كما هى » در آن مكشوف گردد و الا چه بسيار است كه خاطر نفسانى به خاطر ملكى شبيه شود ، و يا عكس اين معنى حاصل مىباشد ، و عمل بر مقتضاى هريك به فساد كلى منجر شود .
پس هركه در زهد و تقوى به اين درجه نرسد و خواهد كه در ميانه خاطر تميز دهد ، بايد اولا ، خاطر خود را به ميزان شريعت حقه موازنه كند .
و اگر از قبيل فرايض يا فضايل باشد آن را امضاء كند ، و اگر محرم يا مكروه باشد انكار نمايد .
و اگر از مباحات شرعيه باشد هر طرف كه به مخالفت نفس ، نزديكتر باشد امضا نمايد .
زيرا كه غالب آن است كه نفس را ميل به امور دنيه و اعمال خسيسه و افعال ذميمه است .
و مطالبات و متخيّلات نفس ، بعضى حقوق باشد و بعضى حظوظ ، حقوق ضروراتاند كه قوام بدن و بقاى حيات به آن مربوط و مشروطند ، و حظوظ آن است كه نه چنين باشد بلكه از جملهء زوايد و مستلذّات است .
پس بايد حقوق را از حظوظ تميز دهد ، تا حقوق را امضاء كند و حظوظ را انكار نمايد .
چنان كه طريقه ، و ديدن انبياء و اولياء و متابعين ايشان بوده است در ترك حظوظ نفسانيه و لذّات جسمانيه و اقتصار بر آنچه كه از ضروريات قوام بدن و بقاى حيات است .
و كافى است در اين باب كسى را كه اندك بصيرتى دارد ، ملاحظهء احوال