تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
ملك و ملكوت است جلوه مىنمايند . [ تمام شد آنچه از نفائس الفنون نقل شد . ]

اشاره به ميزان تميز و ملاك فرق ، بين خواطر ملكى و شيطانى و رحمانى و نفسانى . . .

بدان اى سالك طريق مستوى و صراط مستقيم كه ، تميز در ميانهء خواطر مذكوره ، چنان كه بايد و شايد ، ممكن نيست ، مگر كسى را كه نخست آينهء دل را از زنگ هوى و هوس نفسانى و تعلقات دنياوى ، به مصقلهء زهد و تقوى جلا دهد ، تا صور حقايق « كما هى » در آن مكشوف گردد و الا چه بسيار است كه خاطر نفسانى به خاطر ملكى شبيه شود ، و يا عكس اين معنى حاصل مىباشد ، و عمل بر مقتضاى هريك به فساد كلى منجر شود . پس هركه در زهد و تقوى به اين درجه نرسد و خواهد كه در ميانه خاطر تميز دهد ، بايد اولا ، خاطر خود را به ميزان شريعت حقه موازنه كند . و اگر از قبيل فرايض يا فضايل باشد آن را امضاء كند ، و اگر محرم يا مكروه باشد انكار نمايد . و اگر از مباحات شرعيه باشد هر طرف كه به مخالفت نفس ، نزديكتر باشد امضا نمايد . زيرا كه غالب آن است كه نفس را ميل به امور دنيه و اعمال خسيسه و افعال ذميمه است . و مطالبات و متخيّلات نفس ، بعضى حقوق باشد و بعضى حظوظ ، حقوق ضرورات‌اند كه قوام بدن و بقاى حيات به آن مربوط و مشروطند ، و حظوظ آن است كه نه چنين باشد بلكه از جملهء زوايد و مستلذّات است . پس بايد حقوق را از حظوظ تميز دهد ، تا حقوق را امضاء كند و حظوظ را انكار نمايد . چنان كه طريقه ، و ديدن انبياء و اولياء و متابعين ايشان بوده است در ترك حظوظ نفسانيه و لذّات جسمانيه و اقتصار بر آنچه كه از ضروريات قوام بدن و بقاى حيات است . و كافى است در اين باب كسى را كه اندك بصيرتى دارد ، ملاحظهء احوال