- حقانى عبارتست از : علمى كه مبدأ فيّاض از بطنان غيب بىواسطه در دل اهل قرب و حضور اندازد ، چنان كه فرموده است :
« قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ »
« 1 » .
- و خاطر ملكى آن است كه : بر خيرات و طاعات ترغيب كند ، و از شرور و مضار تحذير و تبعيد نمايد ، و بر ارتكاب مخالفات و با تقاعد و تكاسل از خيرات و مبرّات ملامت كند .
- و خاطر نفسانى آن است كه : بر تقاضاى حظوظ عاجله ، و اظهار دعاوى باطله ، مقصور باشد .
- و خاطر شيطانى آن است كه : بر شرور و مضارّ اخرويه ، و بر مكاره و مناهى شرعيه ، دعوت كند ، زيرا كه شيطان در مبدأ حال ، به معاصى و مناهى دعوت مىنمايد ، و اگر بيند كه به اين وجه اغوا و اضلال صورت نمىبندد ، در عقد نيّت صلاة ، و تنظيف لباس ، و اسراف ، و استعمال آب وضو ، و امثال آن وسوسه كند .
و فرق در ميانه حقانى و ملكى آن است كه خاطر حقانى را هيچ خاطرى معارض نشود .
زيرا كه با ظهور سلطنت او ، جملهء اجزاى وجود ، منقاد و مستسلم شوند ، و ساير خاطرها مضمحل و متلاشى گردند .
و با وجود خاطر ملكى ، معارضهء خاطر نفسانى ممكن است .
و فرق ميانهء خاطر نفسانى و خاطر شيطانى آن است كه : خاطر شيطانى در هنگامى كه دل سالك عارف منوّر است به نور مجاهدات علميه و عمليه ، و تفكر در آيات آفاقيه و انفسيه ، منقطع و مضمحل گردد ، بخلاف خاطر نفسانى ، كه منقطع نمىشود مگر در نزد انقطاع تام به حضرت ربوبيت ، و تعبير از آن به فناى توحيد « موتوا قبل ان تموتوا » است .
و در اين حال خاطرى نمىباشد از براى او مگر خاطر حقانى . و اگر اين حالات را استقرارى نباشد ، هر سه خاطر ، در معركهء قلب انسانى كه « مجمع البحرين »
هامش
( 1 ) . سورهء سبا ( 34 ) ، آيهء 48 .