غُرُوراً »
« 1 » .
و از باب الهام عام است مفاد كلام معجز نظام
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ »
« 2 » .
زيرا كه تسبيح و تحميد ، بدون الهام و القاى از جانب مبدأ أعلى متصور نمىباشد .
و از اين قبيل است نيز آيهء شريفهء
« أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ »
« 3 » زيرا كه نطق اشياء بدون نور و الهام صورت نمىبندد .
و محتمل است كه مراد از انطاق ، الهام و القاى صور و معانى باشد و به هر دو تقدير شاهد مدعا است .
بيان معناى خاطر و اشاره به اقسام و انواع آن
بدانكه علوم و معارف را كه از الهام خاص حاصل مىشوند ، علوم لدنّيه گويند .
و گاهى هردو را علوم لدنّيه گويند .
و علوم و معارفى كه حاصل مىشوند ، از وحى عام و الهام عام ، خواطر مىگويند .
و در نزد جماعتى ، خاطر دو قسم است ، يكى ملكى ، و ديگرى شيطانى ، چنان كه سابقا بيان نمودم .
و در نزد جماعتى چهار قسم است .
بيانش به نحوى كه در كتاب نفايس الفنون مذكور است آن است كه « مراد از خاطر واردى است كه در دل گذر كند در صورت خطابى يا تعريفى يا طلبى » .
و مطلق وارد از خاطر اعم است . زيرا كه هر خاطر وارد بود اما هر واردى خاطر نباشد ، مانند : اندوه و سرور و قبض و بسط .
و اكثر عرفا را اعتقاد آن است كه خاطر چهار قسم است : حقانى ، ملكى ، نفسانى ، و شيطانى .
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ( 6 ) ، آيهء 112 .
( 2 ) . سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 44 .
( 3 ) . سورهء فصلت ( 41 ) ، آيهء 21 .