تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
آن فرموده است آن محقق : بدان‌كه قلب انسانى لطيفه‌اى است ربّانى ، و چون به حسب فطرت و غريزت از سنخ ملكوت عالم انوار است ، پس به حسب اصل جبلّت مستعد مىباشد از براى اينكه متجلى شود در او حقايق علميه و معارف ربّانيه . و ليكن علومى كه متجلى مىشوند در او از حجب غيب دو قسمند يكى علوم بديهيّه و ديگرى علوم نظريّه . اول آن است كه : از براى هر صحيح الادراكى حاصل شود بدون اينكه به نظر و فكر محتاج باشد ، مثل تصديق به اينكه كل اعظم از جزء است ، و متناقضان در موضوع واحد جمع نمىشوند ، و مانند آنها از اقسام بديهيات اوليه باشند يا ثانويه . دوم آن است كه : محتاج به نظر و فكر باشد ، و صحت مبادى و آلات ادراك در حصول آن كفايت نكند . و اين قسم از علم نيز دو قسم است : اول آن است كه به طريق اكتساب و نظر به آن معنى كه بيان نمودم حاصل شود ، آن را اعتبار و استبصار گويند ، و در اصطلاح عرفا علم دراست خوانند . دوم ، آن است كه نه چنين باشد و آن را علم لدنّى و علم درايت خوانند و آن نيز دو قسم است يكى را الهام گويند ، و ديگرى را وحى . اول آن است كه عالم را اطلاعى بر سبب و ملقى نباشد ، يعنى مشاهدهء ملك ننمايد خواه صداى او را بشنود و خواه صداى او را نشنود و نداند كه آن علوم از كجا حاصل شده‌اند ، و چگونه حاصل شده‌اند . و اين قسم از علم را الهام و نفث در روع گويند . دوم آن است كه مطلع باشد بر سبب ملقى يعنى مشاهده نمايد ملكى را كه واسطه القاى علوم و معارف است ، خواه در خواب باشد يا در بيدارى . و اين قسم از علم را وحى گويند . قسم اول ، از اقسام علوم غير بديهيّه مخصوص به حكما و علماى نظّار است ، دوم مخصوص به اولياء و اوصياء است ، سوم مخصوص به انبياء و رسل است .