تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اما طريق دوم ، پس عبارت است از : تعليم ربّانى و تلقين يزدانى و تجلى حقّانى و افاضهء حقايق و معارف و اسرار علوم مفاتيح غيوب بر الواح صافيه قلوب و عقول از مفيض خيرات و كمالات به مجرد اهتزازات علويه ، و جذبات الهيه ، و مواهب ربّانيه ، بدون اينكه نظر و فكر و تأمل را در او مدخليتى باشد
گر مىبرندت واصلى ، گر مىروى بىحاصلى * رفتن كجا ، بردن كجا ، توفيق ربّانى است ، اين
و حاصل نمىشود اين تعليم و تلقين ، و اين افاضه و استفاضه ، مگر بعد از تزكيهء نفس از رذايل نفسانيه ، و تطهير باطن از تعلقات دنيويه ، و تصفيه قلب از ملكات خسيسه و هواجس شيطانيه ، و توجه تام به بارگاه احديت ، و انجذاب كلى به حضرت ربوبيت ، و اعتماد تمام بر فياض على الاطلاق ؛ خواه به حسب اصل فطرت اين معانى حاصل باشند ، چنان كه سابقا اشاره نمودم كه انبياء و اوصياء را به حسب استعداد فطرى اتصال معنوى به عالم قدس ثابت است ، و يا عمل را نيز مدخليتى باشد در اصل حصول اين نحو از توجه و اتصال ، و يا در اشتداد و استقرارش ، چنان كه سابقا نيز اشاره نمودم كه مجاهدات نفسانيه و اعمال بدنيّه كه از انبياء و اولياء صادر مىشود ، موجب اشتداد و استقرار توجه و اتصال از نفوس قدسيه ايشان است به عالم ربوبيت . و بدان‌كه در اين قسم از علم و معرفت ، حقايق و اعيان اشياء ، به نحوى كه حاصلند در نفس الامر و به نهجى كه ثابت‌اند در واقع ، در نظر شهود صاحب ايقان و عرفان هويدا و آشكار گرديده - كالشمس فى رابعة النهار - به حد مشاهده و عرفان اين معرفت نيز صاحب مراتب مختلفه و درجات متفاوته است ، چنان كه در ميان مراتب كشف معنوى منكشف خواهد گرديد ، و از اين قسم از شهود و عرفان كافى است كلام خاتم نبوت ( صلى اللّه عليه و آله ) : « اللهم أرنى الاشياء كما هى » . يعنى : « خداوندا ، بنماى بر من حقايق اشياء را ، چنان كه واقعند » . بدان‌كه نسبت اين قسم از علم و معرفت كه موسوم به علم وراثت و علم لدنى است ، و علم نظرى و علمى كه موسوم به علم دراست و استبصار است ، نسبت نور به ظلمت ، و نسبت صفا به كدورت ، و نسبت پرتو به سايه ، و نسبت حقيقت به