تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
بيان خواهم نمود ، و اشاره خواهم كرد به اينكه همين معنا مقتضاى فحص و برهان ، و مؤداى كشف و عرفان ، و مستفاد از آيات و بينات از قرآن ، و مدلول اخبار و آثار مشكات نبوت و ولايت است . پس در ميانهء معناى علم و معناى وجود ، مساوقت و مساوات محقق خواهد بود . و به هردو تقدير ، حقيقت علم در حد نفس خود داخل در تحت هيچ مقوله‌اى از مقولات عشره نمىباشد ، چنان كه حقيقت وجود نيز در حد نفس خود در تحت هيچ مقوله داخل نيست - اللهم - مگر بالعرض و بالتبع ، و مگر به اعتبار خصوصيات نشآت ، چنان كه بنا بر مذهب ارتساميين در علم حصولى ، صورت علميه از مقولهء كيف ، و از قسم كيفيات نفسانيه خواهد بود . و اما بنا بر قاعدهء اتحاد عاقل و معقول در علم حصولى ، چنان كه مذهب فرفوريوس و جماعتى از محققين و مقتضاى برهان محكم البنيان و حجت شديد الاركان است ، پس داخل در تحت مقولهء كيف و ساير مقولات اعراض نخواهد بود ، بلكه تابع مبدأ ادراك است . زيرا كه صور علميه بنابراين مذهب متحد الوجود باشد با مبدأ ادراك ، يعنى به وجود او موجودند نه به وجود ديگر ، چنان كه مذهب ارتساميين است در علم حصولى ، لهذا صور علميه را از مقولهء كيف و از قسم كيفيات نفسانى شمرده‌اند ، بخلاف مذهب اتحاد عاقل و معقول . زيرا كه بنا بر آن مذهب از براى معقولى حكمى نيست مگر حكم عاقل اگرچه بالعرض و بالتبع باشد . و اما در علم حضورى اشراقى ، پس حكم آن بعينه حكم معلول است ، واجب باشد آن معلوم يا ممكن ، جوهر باشد يا عرض ، زيرا كه در اين قسم از علم ، معلوم عين علم و عين معلوم است ، اگرچه در علم هر مجردى به ذات خود ، هر سه عين يكديگرند . از اينجا ظاهر مىشود - در نزد صاحبان بصيرت و فطنت - كه صحيح است اينكه گفته شود : حقيقت علم داخل در تحت هيچ مقوله از مقولات نيست . و صحيح است اينكه گفته شود : كه در مقامى واجب الوجود بالذات و در