تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و گورى بكن و سر خود را در آنجا بدار آنگاه بگو حدثنى محمد بن على كذا و كذا . تمام شد كلام مجالس . از آن جمله از عبد اللّه بن عباس ( رضى اللّه عنه ) مروى است كه مىگفت : « لو ذكرت تفسير قول اللّه تعالى :
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ ، وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ - الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ
، لرجمونى ، او قالوا انه كافر « 1 » . يعنى : « اگر بيان كنم تفسير اين آيهء شريفه را سنگسارم مىكنيد و يا مى - گوئيد ابن عباس كافر است » . و در كتاب حياة القلوب مروى است كه امير مؤمنان ( عليه السلام ) فرمود كه : « ابو ذر ، علم چندى ضبط كرده كه اكثر مردم از حمل آن عاجز بودند ، و گرهى بر آن زد كه هيچ از آن بيرون نيايد » . و مؤيد اين مدعا و مؤكّد اين دعوى ، احاديث و اخبار بسيار است كه دلالت مىكند بر اينكه از براى ايمان يعنى معرفت خداوند احد ، مراتب مختلفه و درجات متفاوته است ، از آن جمله از باقر علوم اولين و آخرين مروى است كه فرمود : از براى مؤمنان منازل و درجاتى است بعضى بر يك درجه ، و بعضى بر دو درجه ، و بعضى بر سه درجه ، و بعضى بر چهار درجه ، بعضى بر پنج درجه ، و بعضى بر شش درجه ، و بعضى بر هفت درجه . و هرگاه به صاحب يك درجه ، دو درجه ، و به صاحب دو درجه ، سه درجه ، و به صاحب سه درجه ، چهار درجه ، و به صاحب چهار درجه ، پنج درجه ، و به صاحب پنج درجه ، شش درجه ، و به صاحب شش درجه ، هفت درجه مىدادند ، صاحب يك درجه يا درجات تحت نمىتوانست كه قابل و حامل شود درجات ما فوق را . و از آن جمله در اصول كافى از مشكات ولايت وارد است كه ايمان ، يعنى توحيد ، منقسم است اولا به چهل و نه جزو ، از چهل و نه جزو منقسم است به ده جزو . پس اول درجهء ايمان و توحيد عشر يك جزو و آخر درجهء آن چهل و نه جزو تمام است ، و مراتب اوساط متفاوت است به تفاوت اجزاء و اعشار ، و صاحب هر درجه حامل ما فوق آن درجه نمىتواند شد . فرمودند آن مشكات ولايت كه : هرگاه مردم اين معنى را مىدانستند احدى
هامش
( 1 ) . سورهء طلاق ( 65 ) ، آيهء 12 .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 157 | ملا عبد الله مدرس زنوزى