به كلى خالى نباشد - تيمّنا و تبركا ، و اشراقا و تنويرا ، و توضيحا و تتميما - به بعضى از آن انوار ساطعه ، و اشعهء لامعه ، اشاره مىنمايم ، و مىگويم : از جملهء شواهد اين مدعا ، كلام معجز نظام
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها »
« 1 » است . يعنى بدرستى خداوند عالم امر مىكند شما را ، به اينكه ادا كنيد امانات را به اهل آنها .
در نزد صاحب بصيرت و طالب حقيقت ، از بينات است كه امانت منحصر به درهم و دينار و اقمشه و امتعه نيست ، بلكه اسرار حقايق ، و خفيات معارف ، اولى و اليق و احرى و احقند به امانت بودن ، از دراهم و دنانير و ساير اقمشه و امتعهء فانيهء جسمانيه .
پس اعتنا به حفظ اسرار معارف ، و عدم اظهار آنها به غير اهلش بيشتر است از اعتناى به حفظ ساير امانات دنيويه .
پس اظهار آن حقايق و اسرار به غير اهلش خيانت و اضرار در آن قسم اقوى و اكثر است زيرا كه اين موجب تلف اموال است ، و آن موجب تلف نفوس ، و اين موجب خسران دنيوى است ، و آن موجب خسران اخروى ، و اين مورث زوال امر فانى است ، و آن مورث لغزش در اعتقاد قلبى .
و بسوى اين معنا اشاره است حديث مشهور « التّقيّة دينى ، و دين آبائى » .
زيرا كه خطرات و مضار افشاى اسرار حقايق و معارف ، اكثر و اظهر است از خطرات و مضار ساير اقسام تقيّه .
و از آن جمله كلام حضرت رسالت است « لا تعلقوا الجواهر على اعناق - الخنازير » .
يعنى : « نياويزيد جواهر حقايق ، و اسرار معارف را ، در گردنهاى خنازير جهال ، - كه قابل آن اسرار و حقايق نيستند - » .
و كلام ديگر آن جناب است « نحن معاشر الأنبياء نكلّم الناس على قدر عقولهم » .
يعنى : « ما طايفهء پيغمبران ، سخن مىگوئيم با مردم به اندازهء عقلهاى ايشان » .
و كلام ديگر آن سرور انبياء « نحن معاشر الانبياء امرنا ان تنزل الناس منازلهم ، فتكلّم الناس على قدر عقولهم ، و نبث الحكمة و الحقيقة اذا علم انه يستقل و يفهم » .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) ، آيهء 58 .