تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
خود كشد ، روح از عالم خود به عالم قلب نزول كند ، و قلب از مقام خود به مقام نفس آيد در زمين طبيعت متأصّل و راسخ گردد و اين‌چنين دل ، دل كافر بود . و اگر هنوز نصرت كلى از هيچ طرف واقع نباشد و تجاذب و تنازع باقى بود ، و ليكن جانب نفس قوت دارد ، دل در ميانه ، متردد بود ، و ميل او بيشتر به نفس باشد ، و اين دل ، دل منافق بود . و اگر از جانب روح قوت بيش دارد ، يا جانبين متقابل باشد ، ميل دل بيشتر به روح بود ، و يا جانبين على السويه باشد ، در او ، هم ايمان موجود بود ، و هم كفر ، و اين دل دو روى دارد ، در يكى ايمان و در يكى نفاق » . تمام شد عين عبارت صاحب نفايس الفنون ، و چون مشتمل بر تحقيقات لطيفه و تدقيقات رشيقه بود از براى ما نحن فيه توضيح تمام داشت به اين طول و بسط نقل نمودم .

تفريح عقلى و تنبيه « 1 » سرّى

تقرير برهان محكم بر وجوب كتمان سرّ

از اين تحقيقات و تدقيقات ، و از اين لمعات و اشراقات ، به حد انجلا و انكشاف و به مرتبهء مشاهده و عيان آمد ، كه در ميانهء موجودات - طولا و عرضا و نزولا و صعودا و فطرتا و كسبا - در قوت و ضعف وجود ، و در تمام و نقصان كمالات وجود ، تفاوت و اختلاف نه به مرتبه‌اى است كه به حيّز تقرير و بيان آيد و در تحت تحرير و تبيان گنجد . نمىداند تفاصيل و حقايق اين تفاوت و اختلاف را ، مگر كسى كه محيط به همه مراتب وجود باشد ، و بعد از آن هر مرتبه‌اى كه محيط باشد به آنچه كه در تحت او واقع است از ساير مراتب و درجات . و از براى توضيح و تنقيح اصل مدعا كه عبارت از وجوب كتمان اسرار و
هامش
( 1 ) . در بيان اين مطلب عالى كه مادون هرگز ، حامل اسرار ما فوق نشود و قوهء ادراكى او از حمل امانت اسرار عاجز و ناتوان است و القاى اسرار ، بر عقول ضعيفه ، و نفوس غير بالغ ، خطرناك است .