امتناع اينكه هر مرتبهاى از مراتب موجودات ، تواند حامل اسرار ما فوق خود و اقواى از خود شود ، مىگويم : همچنانكه در سير نزولى ، مراتب وجودات و درجات وجودات فايضهء از مفيض خيرات و كمالات ، متفاوتاند به شدت و ضعف ، و به غنا و فقر ، به حيثيتى كه نسبت هر لاحقى به سابق خود ، نسبت نقص به تمام ، و نسبت ضعف به قوت ، و نسبت فرع به اصل است ، و در سير صعودى عكس اين معنا ثابت است ، يعنى نسبت هر سابقى به لاحق خود ، نسبت نقص به تمام ، و نسبت ضعف به قوت است خواه صعود به حسب فطرت باشد ، يا به اعتبار كسب و مجاهدات نفسانيه .
و از بينات است كه ضعيف محيط به ذات قوى در فضايل او ، و ناقص محيط به حقيقت تام و كمالات او نمىتواند شد .
پس محال است اينكه ضعيف ، ادراك كنه حقيقت قوى و كمالات و فضايل او نمايد ، و حامل علوم و اسرار و خفيات مختص به او شود ، و الا ضعيف نخواهد بود ، بلكه در مرتبهء قوى ، يا در فوق مرتبهء قوى خواهد بود .
زيرا كه در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد كه ، همهء فضايل و كمالات ، به حقايق و انيّات وجود برمىگردد ، بلكه عين آن حقايق مىباشد .
پس اگر ضعيف حامل فضايل و كمالات قوى شود ، خلاف فرض لازم مىآيد و انقلاب حقايق ثابت مىشود ، پس هيچ « دنيى » ادراك كنه حقيقت عالى ، و هيچ ضعيفى حامل اسرار و خفيات قوى نمىتواند باشد « اللهم مگر به وجه ، نه به كنه به نحو ضعيف نه به نحو قوى ، به اندازهء حوصلهء خود نه به اندازهء حوصلهء اعلاى از خود » .
از اينجاست كه گفتهاند : ادراك مفاض مفيض خود را ، به اندازهء مفاض است ، نه به اندازهء مفيض ، به قدر فيض است ، نه به قدر فياض « من عرف نفسه ، فقد عرف ربّه »
بعد از تحقيق و تبيين اين مطلب اعلى و اين مقصد اسنى ، به برهان محكم - البنيان و حجت شديد الأركان ، كه در حقيقت از مواهب ربّانيه ، و جوايز يزدانيه و الهامات غيبيه ، و خواص اين وجيزهء شريفه است . مىگويم :
شواهد نقليه و آيات قرآنيه در اثبات اين مدعا از مشكات نبوت و ولايت ، لا تعد و لا تحصى است ، اگر جمع كنيم كتابى خواهد بود ضخيم ، و صحيفهاى خواهد بود جسيم ، ولى از براى اينكه اين وجيزهء شريفه ، از آن شواهد و دلايل
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 150
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص١٥٠