تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
شديدتر است از ديگ در وقتى كه به جوش آيد » . و آنچه كه از امور حادثه در قلب انسانى از باب ادراكات است ، خاطرش نامند ، و هر خاطرى موجب رغبتى و عزمى است ، و هر عزمى محرك است اعضا و جوارح را تا فعل در خارج موجود شود . بعضى از خواطر داعى است بسوى خيرات اخرويه ، و بعضى داعى است به سوى شرور و مضار اخرويه . - خاطر اول را الهام گويند . - و خاطر دوم را وسواس . در هر خاطرى به جهت امكانش سببى مىخواهد . - سبب خاطر اول را در لسان شريعت غرا ، ملك مىنامند . - و سبب خاطر دوم را شيطان . و لطفى كه به او قلب انسانى مستعد قبول الهام ملك مىشود توفيقش گويند . و چيزى كه به او مستعد قبول وسواس شيطان مىشود ، اغواء و خذلانش گويند . و شأن ملك ، افاضهء خير ، و افاده علم ، و كشف حق ، و وعد به معروف است ، و شأن شيطان ، وعد به شر ، و تخويف در نزد قصد خيرات ، و ترغيب به فحشاء و منكر است .
« الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ ، وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ »
« 1 » و از مشكات نبوت وارد است : « ان فى القلب لمتان ، لمة من الملك ؛ ايعاد فى الخير ، و تصديق بالحق ، و لمة من - الشيطان ؛ ايعاد بالشر و تكذيب بالحق و نهى عن الخير » . يعنى : « بدرستى در دل انسان دو خاطر پيدا مىشود ، يكى از ملك و او وعد به خير و تصديق به حق است ، و ديگرى از شيطان ، و او وعد به شر ، و تكذيب حق ، و منع از خيرات است » . و نيز از آن جناب وارد است : « قلب المؤمن بين الأصبعين من أصابع الرحمن » . « دل مؤمن در ميانهء دو انگشت از انگشتهاى خداوند رحمن است » . و از بينات است كه از براى ذات اقدس خداوند يگانه ، انگشت جسمانى از جملهء مستحيلات و ممتعنات است .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 268 .