و به كمال و نقصان .
و انواع هريك از معدنيات و حيوانات ، بلكه افراد هر نوعى از آنها علاوه بر مطلق تكثر و امتياز ، به شدت و ضعف و به كمال و نقصان نيز متفاوتند .
نمىبينى كه بعضى از افراد نوع شريف انسانى كه اكمل و اشرف كايناتاند در حين تولد ، اتصال معنوى به عالم علوى و ملكوت اعلى دارند .
و انجيل و تورات و زبور و قرآن را در نهايت فصاحت و بلاغت مىخوانند .
چنان كه مروى است كه حضرت رسالت ( صلى اللّه عليه و آله ) به سلمان و ابوذر و مقداد ، فرمودند كه : بعد از آنكه مولاى شما يعنى على بن ابى طالب ( عليه الصلاة و السلام ) در خانهء كعبه متولد گرديد ، حاضر شدم و قنداق او را بدست خود گرفتم ، پس خواند از براى من تورات را بهتر از آنكه موسى مىخواند ، و انجيل را خواند بهتر از آنكه عيسى مىخواند ، و زبور را خواند بهتر از آنكه داود مىخواند ، و قرآن را خواند به نحوى كه نازل شده است .
و بعضى در گهواره سخن مىگويند چنان كه كلام مجيد به اين معنى ناطق است دربارهء عيسى ( عليه السلام ) .
و بعضى در پنجسالكى خليفهء مطلق و ولى مطلق و متصرف در عالم ملك و و ملكوت مىشوند مثل خاتم آل محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) .
و بعضى را به حسب اصل فطرت ، اذهان ثاقبه و سلق مستقيمه ، و اخلاق محاسنه ثابت است .
خلاصهء كلام ، اين معنا از غايت ظهور و انكشاف غنى از بيان و مستغنى از بيّنه و برهان است .
اشراق و تنبيه
اشاره به سرّ ارتباط متغيّر به ثابت و ربط حادث به قديم
بدانكه از اين تبيانات و بينات و از اين لمعات و اشراقات ظاهر و منكشف مىشود ، سرّ حدوث حوادث متعاقبه « آنا فآنا » و فيضان كمالات اوليه و