ربانيه صفايى پيدا آمده ، سالك صراط مستقيم انسان كامل ، و محل انوار عقليه ، و مورد واردات غيبيه مىشود
« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى »
« 1 » .
مراد از تزكيهء نفس ، پاك نمودن است از رذايل تعلقات نفسانى و هواجس تشبثات دنياوى ، و مراد از افلاح ، اتصال اوست ، به عالم ملكوت و تنور اوست ، به لوامع جبروت ، و استغراق اوست ، در مشاهدهء عظمت و جلال « حى لا يموت » .
و اگر به جهت وساوس شيطانى ، و مشتهيات نفسانى ، اعمالش شنيعه ، و افعالش قبيحه ، و ملكاتش غير مرضيه ، يعنى مخالف شرايع حقه باشد ، در آن لطيفهء الهيه ، ظلمتى و انكدار ، ظاهر گرديده ، از فيوضات عالم معنى محروم مانده ، ظلمت بر ظلمت مىافزايد
« ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ »
« 2 » .
بلكه منكوس و معكوس گرديده ، و باطنش ، باطن شيطانى ، و صورتش ، صورت انسانى ، و محشور مىشود به صورت آنچه كه محبوب و ملكه راسخهء او گرديده است از صور سباع و خنازير و وحوش و انعام و غير اينها .
چنان كه از مشكات ولايت وارد است .
بدانكه نيك تشبيه كرده است بعضى از علماى اسلام قلب انسانى را كه تعبير از او در اصطلاح علم الهى ، به نفس ناطقه و يا مرتبهاى از مراتب و درجات اوست ، به نشانهاى كه انداخته شود به او تيرها از اطراف و جوانب .
و يا به آيينهاى كه منقش گردد در او صور مختلفه و نقوش متشبهه ، به جهت مقابلهء او به اشخاص كثيره ، و امور متباينه .
همچنين قلب انسانى به جهت ادراكات حواس ظاهرى از سامعه و باصره و شامه و ذائقه و لامسه و ادراكات قواى باطنى از واهمه و متخيله و ذاكره و خيال .
و يا به جهت اسباب باطنى مثل شهوت و غضب و جوع و عطش و ساير صفات و ملكات « يوما فيوما » بلكه ، « آنا فآنا » از حالتى به حالتى منتقل مىشود و به صور متباينه و نقوش متخالفه منقش مىگردد .
و لهذا از مشكات نبوت وارد است : « ان القلب أشد تقلبا من القدر فى غليانه » .
يعنى : « بدرستى دل انسانى تقلب و انتقالش از حالى به حالى ، بيشتر و
هامش
( 1 ) . سورهء اعلى ( 87 ) ، آيهء 14 .
( 2 ) . سورهء نور ( 24 ) ، آيهء 40 .