برهان آن است كه اصل ماده ، يعنى هيولاى اولى ، مشترك است در ميانهء همه اجسام ، فلكيه باشند يا عنصريه ، بسيطه باشند يا مركبه .
و تخصصات مواد بسايط فلكيه و عنصريه ، به اعتبار صور ابداعيه و تخصصات مواد مركبات عنصريه ، به اعتبار استعدادات مختلفه است ، و به زودى به كيفيت او اشاره خواهد شد .
پس در تكثّر افراد نوع واحد تخصصّات مختلفه و استعدادات متباينه از براى مادهء مشتركه بايد ثابت باشد تا به هر استعدادى طايفهاى از عوارض حاصل شود ، و به هر طايفه از آن عوارض فردى از آن نوع به عرصهء وجود آيند .
از اينجا ظاهر و منكشف مىشود - در نزد صاحب بصيرت - كه كثرت افراد در انواع ابداعيات از جملهء مستحيلات است ، بلكه بايد منحصر باشند در فرد واحد ، و فرد ديگر در حيّز امتناع و استحاله باشد .
اشاره به تفاوت صور و نفوس مركّبات ، در اصل فطرت به جهت تفاوت امزجه و استعدادات و تفاوت افراد نوع واحد به حسب شدت و ضعف از جانب شدت و ضعف استعدادات
متفطن باش و بدانكه منشأ تخصصات مختلفه ، و استعدادات متباينه ، ماده مشترك حركات فلكيه و اوضاع سماويه ، و انوار كوكبيّه و اتصالات كليه ، و اختلاف اهويه و تباين امكنه و تخالف اغذيه و تمايز اشربه و تركيبات مختلفه و امتزاجات متشتّته در ميانهء بسايط عنصريه و ساير امور اتفاقيه است ، كه عقول و اذهان از حصرش و از احاطهء كنهش عاجز و متحير مىباشند .
و ليكن بدان اى طالب حقيقت و معرفت كه استعداد مقول به تشكيك است - يعنى او را مراتب شديده و ضعيفه و درجات زايده و ناقصه است ، چنان كه از براى رطوبت و يبوست درجات زايده و ناقصه است - و به هر استعدادى به اندازهء او از شدت و ضعف ، مزاجى مترتب مىشود ، و از براى هر مزاجى به قدر قابليت و صلاحيت او از قوت و ضعف و از تماميت و نقص ، صورتى از مبدأ فياض فايض مىشود .
و از اين جهت است كه ، صور مواليد ثلاث جوهريه مختلفند به شدت و ضعف