و بسوى اين لطيفهء الهيّه اشاره است كريمهء
« وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »
« 1 » .
و كلام خاتم اولياء ( عليه الصلاة و السلام ) در بعضى از خطب نهج البلاغه :
« منهم سجّد لا يركعون ، و ركّع لا ينتصبون ، و صافّون لا يتزايلون » .
يعنى : « بعضى از آن ملائكه ساجدند راكع نمىشوند ، و راكعند راست نمىشوند و صف زدهاند زايل نمىشوند » .
مروى است كه جبرئيل ( عليه السلام ) به حضرت رسالت ( صلى اللّه عليه و آله ) عرض كرد كه : « ميانهء اسرافيل و خداوند عالم هفتاد نور است كه هر يكى از آنها اگر نزديك شود به اسرافيل هر آينه مىسوزاند لوح محفوظ را كه در پيش روى او است ، و هرگاه ارادهء ازلى تعلق بگيرد به وجود چيزى در آسمان ، در پيشانى اسرافيل نوشته مىشود ، پس نظر مىكند به او ، پس امر مىكند مرا اگر از عمل من باشد ، و ميكائيل را پس اگر از عمل او باشد ، و عزرائيل را اگر از عمل او باشد » .
آن حضرت فرمود : « اى جبرئيل ، تو را به چه چيز امر مىكند » ؟
عرض كرد : « بر بادها و حيات » .
فرمود : « ميكائيل را به چه چيز امر مىكند » ؟
عرض كرد : « به نباتات » .
فرمود : « عزرائيل را به چه چيز امر مىكند » ؟
عرض كرد : « به قبض ارواح » .
بيان وجوه فرق بين ابداعيات و زمانيات و اشاره به وقوع تفاوت و تشكيك در سلسلهء عرضيه وجود
متفطن باش و بدانكه موجودات از ماهيات ممكنات كه در عرض واقعند نيز متفاوتند در قبول فيض وجودى و كمالات او از مفيض خيرات و كمالات خواه ابداعى باشد خواه تكوينى .
مراد از ابداعى آن است كه در قبول اصل وجود و كمالات وجودى به استعداد ماده محتاج نباشند ، مثل عقول عرضيه كه موسومند در نزد افلاطون و افلاطونيين به مثل الهيه ، و در نزد اشراقيين به ارباب انواع ، و در لسان مشكات نبوت به ملائكهء
هامش
( 1 ) . سورهء صافات ( 37 ) ، آيهء 164 .