پس بايد تقدم روح اعظم - مثلا بر ساير مراتب - ذاتى باشد نسبت به او .
پس اگر متأخر شود ، روح اعظم نخواهد بود ، بلكه روح اعظم غير روح اعظم خواهد بود .
و از بينات است كه اين معنى نيست مگر انقلاب حقايق و بطلان آن مغنى از بيان و مستغنى از بيّنه و برهان است .
و نيز در شارقات سابقه محقق گرديد وجود علت فياضه اقوى و اكمل و اجلى و اتم است از وجود معلول .
و به حد انكشاف آمد كه ترتيب و عليت در ميانهء مراتب وجود در سير نزولى طولى ثابت و محقق است .
به اين معنى كه هر سابقى علت لاحق ، و هر لاحقى معلول سابق است تا منتهى شود به هيولاى اولى كه جهت ذاتش عين جهت قوه و استعداد است ، و در حقيقت برزخى است در ميانهء موجودات و معدومات .
لهذا قابل همه صور و هيآت ، و منشأ تولد همه كاينات و مركبات است كه در جهت صعود و عروج بسوى خير اقصى و مبدء اعلى مىباشند
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ - الْأُمُورُ »
« 1 » ،
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
« 2 » .
پس منكشف گرديد كه هر سابقى اقوى و اكمل است از لاحق خود و اقرب به مبدأ و انسب به خير اقصى .
و اسبقيّت همه مقامات و درجات ، اقوى و اشرف و اعلى و اكمل است از همهء مراتب مادون .
و مرتبهء جمع همهء وجودات و كمالات ، مادون است به نحو اشرف و اعلى و به نحو اقدس و اقوى ، و اقرب به فيض اول اشرف و اقوى است نسبت به مادون خود .
و به اين قياس و به همين نسبت متنازل مىشوند در قوت و شرافت ، تا سير نزولى به آخر مراتب ، منتقل شود .
مثال اين معناى لطيف در عالم محسوسات نور آفتاب است كه منعكس شود اولا به جرم ماه ، و از آن منعكس شود به آيينه و از آن منعكس شود به آب و از آن
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ( 42 ) ، آيهء 53 .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 156 .