شارقة الهيّه
اشاره به وجه عقلى در وجوب كتمان سرّ
بدانكه در شارقات سابقه محقق گرديد كه اصل در تحقق و موجوديت و در صدور و مجعوليت ، انحاء وجودات است نه اقسام ماهيّات . و نيز منكشف گرديد كه از براى وجود مراتب مترتبه و درجات متنازله است .
و تفاوت در ميانهء اين درجات در سير نزولى طولى متصور نيست مگر به شدت و ضعف و به تمام و نقص و به سابقيّت و مسبوقيّت به حيثيتى كه سابقيت مرتبهاى بر مرتبهاى ، و مسبوقيت مرتبهاى بر مرتبهاى ، از ذاتيات و مقومات آن مرتبه است ، به اين معنى كه جهت ذات و حقيقت هريك ، بعينها جهت سابقيّت يا لا حقيّت است نه ضميمهء خارجيه از ذوات آن حقايق و انيات چنان كه سابقيت و مسبوقيت در ميانهء اجزاء و طبقات زمان نيز ذاتى است به همين معنى كه مذكور گرديد همچنانكه تقدم ديروز بر امروز ، و تأخر امروز بر ديروز ، ذاتى هريك از اين دو طبقه از زمان است به حيثيتى كه اگر امروز مقدم شود و ديروز متأخر ، نه امروز امروز خواهد بود و نه ديروز ديروز ، بلكه حقيقت امروز منقلب به حقيقت ديروز و حقيقت ديروز منقلب به حقيقت امروز خواهد بود ، پس امروز ديروز مىشود و ديروز امروز .
و همچنين سابقيت روح اعظم - مثلا بر ساير مراتب مادون - به نفس ذاتش است نه به ضميمهاى از ضمايم .
زيرا كه اين قسم از تقدم و سابقيت به اعتبار علت مرسابق است نسبت به لاحق خود .
اشاره به آنكه تقدم و تأخر در مراتب وجود ذاتى است
و در لمعات سابقه منكشف گرديد كه بايد جهات عليت منتهى شود به چيزى كه علت بالذات باشد .
يعنى به ضميمه و قيدى محتاج نباشد ، اگرچه عليّتش عكس و تبع علّيت علة العلل و مبدأ المبادى باشد .