منعكس شود به ديوار ، تا آخر مراتب مىبينى كه چگونه نور آفتاب اجلى و اظهر و اقوى و اكمل است از نور عكسش كه نور ماه است ، و نور عكسش اجلى و اكمل است از نور عكس عكسش و به همين نسبت قياس است تا به اضعف انوار منتهى شود .
پس اشرف و انور وجودات و موجودات ، فيض اول و روح اعظم است كه در سير بداياتى و نهاياتى حقيقت خليفهء مطلق و ولى مطلق يعنى خاتم انبياء ( عليه - التحية و الثناء ) ، چنان كه فرمودهاند : « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » .
و بعد از آن نور مقدس خاتم اوصياء ( عليه التحية و الثناء ) است چنان كه فرمودهاند : « انا نقطة تحت الباء ، و انا يد اللّه المبسوطة على عباده بالمغفرة و الرحمة » .
و بعد از آن ساير انوار عقليه و نفوس قدسيه تا آخر حجب نورانيه و ظلمانيه .
چنان كه از مشكات ولايت وارد است كه : « ان للّه سبعين الف حجاب من نور و ظلمة » .
اشاره به آنكه در مراتب نزول كمالات هر مرتبه بايد بالفعل باشد
متفطن باش و بدانكه - در نزد عارف محقق و حاذق مدقق بعد از تحديق نظر و امعان بصر در شارقات سابقه ظاهر و منكشف است كه - هر كمالى كه از براى هريك از مراتب مترتبهء متنازله در سير نزولى به امكان عامى ممكن و متصور است ، بايد در اصل فطرت از براى او بالفعل حاصل باشد ، و ثبوت كمالات مرتبهء سابقه از براى مرتبهء لاحقه از جملهء ممتنعات و مستحيلات باشد .
زيرا كه تقدم هر مرتبه كه در تحت اوست ، و تأخر هر مرتبه كه در فوق اوست ، از ذاتيات و مقوّمات آن مرتبه است ، چنان كه منكشف گرديد در شارقات سابقه ، و به حد انكشاف آمد كه همهء صفات و كمالات به حقايق وجوديه برمىگردند و به او متحققاند و از او حاصلند و با او متحدند .
پس اگر كمالات مرتبهء سابقه در مرتبهء لاحقه حاصل شوند ، يعنى اگر مرتبهء لاحقه حامل كمالات و اسرار مرتبهء سابقه تواند شود انقلاب حقايق لازم آيد .
اشاره به وجه عقلى در لزوم كتمان اسرار
پس محال است اينكه مرتبهء لاحقه بتواند حامل اسرار كمالات مرتبه سابقه باشد . چه جاى از كمالات سابق خود بلكه حامل نمىتواند شد مگر آنچه را كه لايق مقام و مرتبهء خود باشد از كمالات و اسرار خود و مادون خود .