مجردات است . كمالاتى كه به امكان عام از براى مفارقات ممكن است بايد در او بالفعل باشد و جهت قوه و استعدادى و حيثيت تغييرى و انفعالى در آنها محقق نباشد ، و الا از ماديّات خواهند بود نه از مفارقات و مجردات .
زيرا كه از مقررات و مسلّمات است و از محققات و مبرهنات است كه همهء جهات قوه و استعداد و همهء جهات تغيير و انفعال ، به هيولاى اولى كه مادة المواد و هيولى الهيولات است برمىگردند ، در تعريف هيولا استعداد را اخذ كرده و در جواب ماهوى از او ، جوهر مستعد گفتهاند ، و مراد ايشان از استعداد ، استعداد مطلق و قوه صرفه است نه استعداد خاص و قوهء متعيّنه .
زيرا كه خصوصيات استعدادات از جهات طبايع صوريّه است كه تقدم ذاتى بر جهات قوه و استعداد دارند نه از جهت هيولاى اولى .
پس چگونه در تعريف و تحديد او مأخوذ مىتوانند شد ؟
متفطن باش و بدانكه - بنابراين تدقيق و تحقيق - اگرچه روح اعظم از عالم امر به اين معنا شمرده مىشود ولى به حقيقت لغوى نه به حقيقت برهانى . به مجاز عرفانى نه به حقيقت عرفانى .
پس بنا بر اصطلاح اول و دوم در عالم امر و عالم خلق ملخّص جواب يهود اين است كه روح اعظم از عالم امر است نه از عالم خلق .
و بنابراين اصطلاح سوم حاصل جواب اين است كه : روح اعظم ناشى از امر پروردگار است ، يعنى قوام و قيامش و تحقق و تحصّلش به وجود امرى است كه صادر بالذات و مجعول اول است ، نه اين است كه نفس امر است ، و نه اين است كه خود به خود موجود و متحصّل و به نفس ذات قائم و متحقق است ، اگرچه بنابراين اصطلاح نيز بر معناى اول حمل مىتوان نمود نظر به آن اعتبارى كه بيان نمودم .
متفطن باش و نيك تأمل نماى ! در همهء آنچه كه در اين مقام به رشتهء تقرير كشيدم و غنيمت شمار كه به اين بسط و تفصيل و به اين تحقيق و تدقيق از مواهب ربانيّه و از خصايص اين وجيزهء شريفه است ، الحمد للّه الملهم انوار الحكم و المعارف .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص١٣٢