تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
و حال آن‌كه نظر به ملاحظهء اتحاد ، كه در ميانهء وجودات و ماهيات ثابت است ظاهر مىشود حقيقت مذاق كسى كه : هر سرّى روح است و هر روحى سرّ . اخذ كن و غنيمت شمار و قياس كن بر روح اعظم ، ساير ارواح را در اين دو اعتبار ، و بدان‌كه از اين بينات و تبيانات ظاهر گرديد كه ، جهات سرّ متقدم‌اند بر جهات روح به تقدم بالاصاله . و با وجود اين صحيح است اينكه گفته شود : هر سرّى روح و هر روحى سرّ است ، و به اينكه سرّى متقدم است بر روحى و روحى متقدم است بر سرّى . متفطن باش و بدان‌كه از اينجا نيز منكشف مىشود كه : همهء جهات سرّيت و بطون به فيض اطلاقى وجودى كه جهت ارتباط و تعلق همهء اشياء است ، به مبدأ اول برمىگردند . چنان‌كه همهء جهات امريت به او منتهى مىشوند . پس اول سرّ مطلق و ساير اسرار نسبت به او اشعه و اظلال و عكوس و اضواءاند . و اوست امر مطلق و ساير اوامر رشحات و تجليات‌اند نسبت به او . و روح اعظم به اعتبار ماهيت و تعينش از اقسام ملكوت است نه از اقسام كن . و به اعتبار اينكه ماهيت و تعيّنش عين وجود امرى است و وجود امرى اطلاقى حقيقت وجود او است و جنبهء ماهيت و تعيّنش مضمحل و مستهلك است . و در جنبه‌اى از عالم امر شمرده بلكه امر مطلقش ناميده‌اند . و به اين لطيفهء الهيه اشاره است به كلام معجز نظام
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
« 1 » . يعنى : سؤال مىكنند از تو از روح ، بگو روح از امر پروردگار من است . يعنى : بگو روح از عالم امر است نه از عالم خلق . پس جواب مطابق سؤال است ، نه استفهام امر روح است به اين معنى كه حقيقت آن در نزد من مجهول است و نمىداند حقيقت آن را جز خداوند يگانه . و اين معنى نهايت جسارت است در حق خاتم انبياء ( عليه التحية و الثناء ) .
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 85 .