تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
و مذهب كسى كه : روح فوق سرّ است نيز صحيح است ، به وجهى نه از جميع وجوه . و مذهب كسى كه : سرّ عين روح است نيز صحيح است ، به وجهى نه از جميع وجوه . و مذهب كسى كه : سرّ از سنخ معانى است نه از سنخ ذوات ، و اعيان مفارقات و اعيان ثابته به وجهى صحيح باشد ، زيرا كه نسبت ماهيات و اعيان ثابته به سرّيت و عدم سرّيت مساوى است . و اگر مرادش صور علميه و معانى عقليّه باشد ، صحيح است و ليكن كلام در حصر باقى است . علاوه بر اين در جاى خود محقق و مبرهن است كه ، صور عقليه با قوهء عاقله متحدند در وجود ، و تغاير ندارند مگر به اعتبار معنى و مفهوم . و بر اين تقدير مقام صور عقليه به قوهء عاقله وجود فى نفسه آن صور عين وجود آنها است از براى قوهء عاقله . پس در سرّيت و عدم سرّيت ، تابع موضوعات خود مىباشند ، نمىبينى كه اعراض قائمه به اجسام را اسرار نمىگويند .

تدقيق و تحقيق

بدان‌كه همهء جهات ظهور به حقيقت وجود برمىگردند و از تجلى و ظهور وجود متحقق و حاصلند ، همهء جهات بطون نيز به او برمىگردند لهذا در لسان مشكات نبوت و ولايت بر ذات اقدس حق اول ، باطن اطلاق فرموده‌اند . بلكه مستفاد از كلام معجز نظام
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
« 1 » كه در سورهء حديد واقع است اين است كه : اوليّت و آخريّت و ظاهريّت و باطنيّت به او محصور و مخصوص است . و در اين حصر و تخصيص اشارهء لطيفه‌اى است در نزد اصحاب بصيرت و معرفت به اينكه او اصل است در امور مذكوره و باقى فروع و عكوس و رشحات و
هامش
( 1 ) . سورهء حديد ( 57 ) ، آيهء 3 .