يعنى : قائم مىشود روح در روز قيامت و ملائكه در برابر او صف مىكشند و او را عقل اول و قلم اعلى نيز گويند .
چنان كه از مشكات ولايت وارد است « اول ما خلق اللّه العقل ، و اول ما خلق اللّه القلم » .
و بسوى او نيز اشاره است كلام امير مؤمنان ( عليه الصلاة و السلام ) :
« الروح ملك من ملائكة له سبعون الف وجه ، و لكل وجه سبعون الف لسانا و لكل لسان سبعون الف لغة يسبح اللّه بتلك اللّغات كلّها ، و يخلق اللّه من كل تسبيحه ملكا يطير مع الملائكة الى يوم القيامة » .
يعنى : « روح ملكى است از ملائكه كه او را هفتاد هزار روى است و از براى هر روئى هفتاد هزار زبان است ، و از براى هر زبانى هفتاد هزار لغت است ؛ تنزيه مىكند خدا را به همهء اين لغات ، و مىآفريند خداى تعالى از هر تسبيحى ملكى را كه مىپرد با ملائكه تا روز قيامت » . و اين روح اول طبقهء كروبين است ، و آخر ايشان روح القدس است كه جبرئيلش گويند ، زيرا كه اين طبقه مترتّبند در وجود و هريك را مقامى است معيّن .
و تقدم هريك بر ديگرى و تأخرش بر ديگرى ذاتى است يعنى ، جهت ذات هريك جهت تقدم و حيثيت حقيقت هريك بعينها حيثيت تأخر است .
قسم دوم از جواهر ملكوتى آن است كه : او را تعلقى باشد به عالم اجسام به يكى از آن دو وجه و ايشان را روحانيّات گويند ، آنچه كه از اين طايفهء مدبّر و محرك اجرام سماويّهاند به ملكوت اعلى مسمّا مىباشند ، و آنچه كه از اين طايفه متعلق به اجسام عنصريه است ملكوت سفلاش خوانند .
و در هريك از اين دو قسم اجناس بسيار و طبقات متفاوته و طوائف مختلفه است به حسب تفاوت طبقات ملائكه و عنصريه و مخالف اجناس آنها و انواع آنها و اشخاص آنها .
پس شىء در عالم علوى و عالم سفلى متحقق و موجود نمىباشد ، مگر اينكه از براى او جوهرى است ملكوتى كه مدبّر و مقوم اوست چنان كه مدلول كلام معجز نظام
« فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
« 1 » تمام شد كلام
هامش
( 1 ) . سورهء يس ( 36 ) ، آيهء 83 .