على سرّ ، و سرّ مقّنع بسرّ » .
يعنى : امر ما سرّى است كه افاده نمىكند او را مگر سرّ ، و سرّى است بر وفق سرّ ، و سرّى است مقّنع بسرّ .
و در نزد صاحب بصيرت از بينات است كه : مراد از امر در اين دو حديث ولايت ايشان است كه ولايت مطلقه و خلافت شامله و مقام خاتم انبياء ( صلى اللّه عليه و آله ) و خاتم اوصياء ( عليه الصلاة و السلام ) است .
چنان كه از احاديث بسيار مستفاد مىشود ، تفاوتى نيست مگر به اصالت و فرعيت ، چنان كه سابقا اشاره نمودم .
و در كتاب حيات القلوب مروى است كه خداوند عالم ، در جواب ملائكه كه سؤال كردند كه : اين چه نورى است كه مشاهده مىكنيم ؟
فرمود : اين نورى است از نورهاى من ، كه اصلش پيغمبرى و فرعش امامت است .
اما پيغمبرى ، پس از محمد است بنده و رسول من .
و اما امامت ، پس از على است حجت و خليفهء من .
و اگر ايشان نمىبودند هيچ خلقى را نمىآفريدم .
و نيز در همان كتاب مروى است كه حق تعالى خطاب فرمود به حضرت رسول كه اى « محمد » بدرستى كه آفريدم ترا و « على » را نورى ، يعنى روحى بىبدن پيش از آنكه بيافرينم آسمانها و زمين و عرش و دريا را .
پس پيوسته تهليل و تمجيد مىكرديد ، مرا به يگانگى و عظمت ياد مىنموديد .
پس هردو نور شما را جمع نمودم و يكى گردانيدم ، پس آن نور مرا به پاكى و بزرگوارى و يگانگى ياد مىكرد ، پس آن نور را به دو قسمت كردم و هر قسمت را به دو قسمت كردم تا محمد و على و حسن و حسين به هم رسيدند .
پس آفريدم فاطمه را از نورى تنها روحى بىبدن و آن نور در ما اهل بيت سارى و جارى شد . متفطن باش !
خلاصهء كلام : اخبارى كه دلالت مىكند بر اينكه مقام ايشان مقام سرّ است غير محصور ، و مقامى در فوق مقام ايشان متحقق بلكه متصور نيست .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص١١٩