تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
بود كه مخاطب بر آن اطلاع نيابد . از اينجاست كه طايفه‌اى از متابعان تجرد عقل - يعنى ارباب نظر و فكر چون فلاسفه و غير ايشان - از ادراك بيشتر از مدركات ارواح محروم مانده ، در مقام انكار آن مدركات آمدند . زيرا كه جميع مدركات در تحت احاطت نفس نگنجد . و عقل اگرچه مخلوق است شريف و در صدر آفرينش به حكم « اول ما خلق - اللّه العقل » تصدّر و تفوّق يافته . اما مرتبهء روح بالاتر از مرتبهء اوست ، چه اوليت و تصدر او در عالم خلق است ، و روح از عالم أمر است نه از عالم خلق ، و نيز قيام عقل به روح است نه قيام روح به عقل . و مثال او با روح مثال نور آفتاب است با جرم آفتاب ، و نور آفتاب اگرچه شريف ، ليكن قيامش به جرم آفتاب است ، و همچنان‌كه به نور آفتاب صور محسوسات در زمين ظاهر مىشود به واسطهء عقل صور معلومات و معقولات در دل روشن گردد . تمام شد كلام صاحب نفايس الفنون . و چون بر فوايد و دقايق بسيار مشتمل ، و استقصاى اين مقصد اعلى نيز منظور بود ، تمام كلام او را نقل نمودم ، تا از براى طالبان حقيقت و معانى سرّ ، بصيرت تمام حاصل شود ، و ليكن امر هريك از اين مذاهب و آراء به وجهى قصور و ناتمامى است . بيان قصور هريك به وجه كمال بسط تمامى از كلام مىخواهد نه اين وجيزه را گنجايش تفصيل و بيان و نه اين فقير را مجال تحقيق و تبيان . لهذا به وجهى از اختصار مىگويم كه مقتضاى فحص و برهان و مؤدّاى كشف و عرفان و مستفاد از كلمات مشكات ولايت و معدن عصمت آن است كه هريك از « سرّ » و « روح » را مقامات و درجات است . سرّى است در فوق روح ، و روحى است در فوق سرّ ، بلكه هر سرّ روح است به اعتبارى ، و هر روحى سرّ است به اعتبارى ، همچنان‌كه حقيقت روح اعظم كه خليفة اللّه و مظهر جامع و حقيقت ولايت مطلقه و مرتبهء خاتم نبوت است ، روح الارواح و نور الانوار است ، نسبت به ساير مراتب ارواح و انوار چنان كه از مشكات نبوت وارد