ملازم انتقال و تأثير تجددى و تأثر انفعالى باشد .
بحث و تنقيح : بيان اينكه واجب الوجود - جل جلاله - را در عوارض حقايق وجوديه نيز مشاركى نيست
اگر گوئى : از اين بيانات ظاهر و منكشف نشود كه واجب الوجود بالذات ، - تبارك و تعالى - را در وجود و عوارض حقايق وجوديه مشاركى نباشد ، زيرا كه به ضرورت و بداهت عقل مفهوم موجود و عالم و قادر و حىّ و امثال اينها كه بر واجب الوجود بالذات صادق باشند ، بر غير واجب الوجود هم چون انسان و ملك نيز صادق باشند ، پس او را در وجود و عوارض وجود شريك متصور بود .
اشاره به اينكه عوارض حقايق وجوديه بر دو قسم است .
گوئيم عوارض وجود ، دو قسم بود : يك قسم منافى وجوب وجود بالذات باشد ، همچون حدوث و امكان وجودى و معلوليت بالذات ، و عليّت صوريّه و وحدت اتصاليّه و وحدت عدديه ، زيرا كه عروض اين عوارض ، به مجرّد اعتبار وضع وجود ، من حيث هو وجود بر وجه اطلاق نباشد ، بلكه محدوديت وجود نيز در صدق اين امور دخيل بود ، و واجب الوجود بالذات - جلّ و علا - ، چنان كه ذكر يافت ، وجود صرف و صرف حقيقت وجود باشد .
و قسمى ديگر منافى وجوب وجود بالذات نباشد ، همچون علم و قدرت و حيات و اراده و سمع و بصر .
عدم مشاركت واجب الوجود بالذات - جلّ و علا - با شيئى ( 77 ) از اشياء قسم اول واضح و آشكار بود ، اما عدم مشاركت او با شيئى از اشياء در قسم دوم پس در بيان او گوئيم : عوارض حقايق وجوديه به آنجهت كه حقايق وجوديّهاند ، خواه از قسم