بديعة ربوبيه فى كلمة تنبيهيّه
اشاره به اينكه در اضافهء مطلقه دو قسم مندرج است
بدانكه در اضافهء مطلقه دو قسمت مندرج بود :
يكى : آنكه به حسب حقيقت و محكى عنه از مرتبهء ذات معروض خارج باشد ، و در مرتبهء متأخره از ذات او به او قائم همچون ابوت و بنوت ، و اين قسم « 1 » به بعضى از اشياء عارض شود ، و از واجب الوجود - جل جلاله - مسلوب بود به بيانى كه ياد كرديم .
و ديگرى : آنكه در مرتبت ذات معروض بود ، و به حسب حقيقت عين تمام ذات او باشد ، و اين قسم البته از عوارض حقايق وجوديه بود ، زيرا كه هيچ ماهيّت و مفهوم عين ماهيتى و مفهومى ديگر نتواند شد ، چه تباين در ماهيات به عزلت ذاتيه بود ، و در اين قسم دو قسم مندرج :
اشاره به اينكه اضافه و اعراض به موضوعات و اضافه نفوس به ابدان از ماهيات آنها خارج و عين وجودات آنها است .
يكى : آنكه در جملهء « 2 » اشياء سارى نبود ، همچون حاليت اعراض در موضوعات ، و مديريت نفس به بدن ، چه حاليت اعراض و مديريت نفس از ماهيات اعراض و ماهيت نفس خارج بود ، و در وجودات آنها داخل ، به اين معنى كه عين وجودات آنها بود ، نه خارج ، مثلا اضافه سواد به محل و موضوع او خارج از مرتبهء وجود فى نفسهء سواد نباشد ، لكن از ماهيت او خارج بود ، زيرا كه ماهيت او از مقولهء كيف باشد ، و كيف عرضى بود كه به ذات قبول قسمت و نسبت نكند ، پس نسبت از ماهيت سواد خارج بود ، و حال آنكه سواد به موضوع منسوب بود . پس
هامش
( 1 ) - در ب و ج و چا چه اين قسم
( 2 ) - ج و چا در همه