تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
هذا الذى جعل الاوهام حايرة * و صيّر العالم النحرير زنديقا
چه بهرى بتمايز صرف نگرند ، و به ضلالت استقلال و استبداد افتند ، و بعضى به اشتراك محض و به غوايت وحدت وجود و لوازم او درآيند ، و هريك از اين دو فاسد و زندقه بود .

بديعة الهيه فى كلمة تفريعيّه

اشاره به اينكه واجب الوجود - جل جلاله - در تحت هيچ يك از مقولات عشره مندرج نيست

از اين بيانات ظاهر و منكشف مىگردد كه واجب الوجود بالذات و للذات را با هيچيك از موجودات اشتراكى در جنس يا فصل يا نوع يا صنف يا لوازم و عوارض هيچيك از آنها به آن جهت كه لوازم و عوارض آنها باشند نباشد . زيرا كه ثابت شد كه ذات مقدسش بسيط من جميع الجهات و از جميع انحاء تركيب مبرى ، و از سنخ ماهيت به حسب ذات معرى بود ، پس در هيچيك از مقولات عشره و انواع و اصناف آنها مندرج نباشد .

بديعة الهيه فى كلمة فلسفيّه

نفى جنس از واجب الوجود - جل جلاله - ملازم نفى هيولى بود ، و نفى هيولى عين نفى قوهء خارجيه و ملازم نفى استعداد ، و نفى ( 69 ) ماهيت نوعيه از او ملازم نفى قوهء عقليه بود كه تعبير از او ، به مصدوق عليها بودن امكان ذاتى ، و ليسيّت ذاتيّه كنند ، پس عروض هريك از مقولات كه ملازم قوه باشد ، به واجب الوجود محال بود . چون عروض جواهرى كه حالّ در غير باشد ، چه محل هر جوهرى به حال مفتقر باشد ، و الا جوهر عرض