او اشاره بود به حق و حقيقت علم واجب الوجود به اشياء پيش از ايجاد آنها . كلام الملوك ملوك الكلام .
بديعة تفريعيّه فى كلمة تحقيقيّه
بيان آنكه مجعول بالذات را با جاعل بالذات با كمال مباينت ذاتيه كمال مناسبت ذاتيه است
از اينجا ظاهر و منكشف مىگردد كه ميان جاعل بالذات و مجعول بالذات كمال مناسبت ثابت بود به حيثيتى كه اتّم از آن مناسبت بلكه مكافى با او در هيچ يك از آن دو نسبت به شىء كه غير هريك از آن دو باشد ، متصور نشود ، زيرا كه ذكر يافت ( 55 ) كه تا خصوص هويت مجعول بالذات ، در مرتبهء اقتضاى جاعل بالذات متعين نشود .
از او صادر نگردد ، و مناسبتى اتم از مناسبت ذات شىء با تعيّن شىء ديگر به نهجى كه آن تعيّن در مرتبهء ذات او باشد ، متصور و معقول نبود . از اينجاست كه در صحيفهء الهيّه وارد شده است : قل كلّ يعمل على شاكلته و حكماى الهيين نيز به متابعت اين كلام معجز نظام الهى و مطابقت برهان قوى الاركان فرمودهاند : « كل فاعل ففعله مثل طبيعته » . با آنكه جاعل بالذات بودن جاعل بالذات ، و مجعول بالذات بودن مجعول بالذات ، به ضرورت كاشف بود از كمال مباينت بالذات به حسب تمام ذات در ميان جاعل بالذات و مجعول بالذات ، چه جاعل بالذات نسبت به مجعول بالذات غنى