نسبت به بهرى مقتضى و علت دانند . پس هريك از اين دو قوه ، مرتبهاى از مراتب و مجرائى از مجارى ايجاد حق اول - جل جلاله - باشد ، لكن قوهء عاليه در اين باب اتم بود ، و در ظهور ايجاد حق اول آن صور را اكمل ، چنان كه عقول مجراى ايجاد نفوس ، و نفوس مجراى ايجاد طبايع ، و طبايع مجراى ايجاد هيوليّات ، و فصول مجراى ايجاد اجناس ، و تشخصات مجراى ايجاد انواع ، و موضوعات مجراى ايجاد اعراض ، و معروضات مجراى ايجاد ( 44 ) عوارض ، و ما بالذات مجراى ايجاد ما بالعرض بود ، و هر يك از اين امور كه اعلى باشد در وجود ، و اكمل بود در سلسلهء نظام موجودات ، در مجرائيت و ظهور افاضت و ايجاد حق اول اتم و اكمل باشد ، و در صحيفهء الهيّه در اوايل سورهء مباركهء آل عمران وارد است :
أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ .
« 1 »
مىبينى كه خلق ، به معنى صنعت طير ، و نفخ را حضرت عيسى عليه السلام به خود نسبت دهد ، لكن فرمايد :
فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ .
يعنى به ايجاد اللّه ، تا اقرار فرموده باشد به توحيد ، در فعل واجب الوجود ، و مردم گمان نكنند كه آن حضرت در او ايجاد روح كند ، و او را حيات دهد ، زيرا كه مراد از اذن ، اذن قولى و لفظى نبود ، چنان كه در ميان مردم متداول باشد ، و الّا لازم آيد كه آن حضرت در ايجاد مستقل بود ، و در افاضت روح مستبد . ملازمت به اندك تأملى واضح شود ، و لازم منافى بود با توحيد در ايجاد و افاضهء حق اول - جل جلاله - . پس منكشف گرديد كه كنه ذات مقدس واجب الوجود از براى ذات مقدس او نيز به علم حصولى ارتسامى حاصل نشود .
هامش
( 1 ) - آل عمران : 50