تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
( 555 ) غايت فعلى مطلق مبدأ اعلى عين ذات او بود ، و با اغماض از اين مىگوئيم كه مقصود شيخ نيز مطابق مقصود صدر المتألهين بود . زيرا كه صور علميّه [ را ] قائم به ذات مبدأ اعلى داند ، لكن [ نه « * » ] از قبيل قيام مقبول به قابل منفعل ، [ بلكه « * * » از قبيل قيام مفعول به فاعل مقتضى ] . چنان كه فرموده است كه علوّ و مجد واجب الوجود ، به اين نباشد كه اين صور علميّه به ذات او مرتسم باشند ، بلكه به اين بود كه اين صور صادرند از او . پس واجب الوجود در نزد او به ذات ، فاعل صور علميّه بود ، و در مرتبهء آن صور فاعل اشياء ، و كلام در غايت مطلق اشياء بود ، و هرچه صادر بود از او . و لهذا غايت الغايات و غايت مطلق ايجاد ، در نزد شيخ نيز عين ذات مبدأ اعلى باشد ، و تمثيل او به كمالى كه واجب الوجود بود صريح باشد بر اين مطلب و قابل نباشد كه به مرتبهء عنايت توجيه شود ، و محمول گردد .

نقل و درايه :

نقل كلام باشد از لمعات در جواب اشكال بودن غاية عين فاعل از جهت لزوم بودن غاية مقدم در وجود و متأخر در وجود خارجى

والد علامه در كتاب لمعات الهيه در جواب اين اشكال فرموده است : بدانكه در مطلق غايت معتبر نيست ، اينكه به حسب وجود علمى متقدم باشد ، و به حسب وجود خارجى متأخر ، تا در صورت اتحاد فاعل و غايت شئى واحد هم متقدم باشد ، هم متأخر ، و به عبارت ديگر معتبر نيست در مطلق
هامش
( * ) - الف [ را ] و [ نه ] ندارد ( * * ) - الف جملهء ميان دو قلاب را ندارد .