اشاره به جواب آنكه اگر غايت عين فاعليت واجب باشد ، لازم آيد كه عين مقتضى مقتضا شود ، و به جواب از آنكه بودن فاعل عين غايت مناسب مذهب مشائيان نبود .
موضوع باشند ، و بطلان لازم از ضروريّات باشد ، و هم اضافه به موضوع در ماهيّت عرض نباشد ، بلكه ماهيت عرض از اضافه به موضوع خالى باشد .
قوله « و به تحقيق تنصيص فرموده است بر او شيخ رئيس . . . » اگر گوئى تحقيق صدر المتألهين كه غايت عين ذات فاعل بود ، مناسب مذهب مشائين و شيخ رئيس - قدس سره - در علم واجب الوجود به اشياء و فاعليت او تبارك و تعالى نسبت به اشياء نبود ، زيرا كه علم واجب الوجود - جل جلاله - به اشياء پيش از ايجاد آنها در نزد اينان زايد بر ذات مقدس او بود ، و عبارت باشد از صور زايدهء قائمهء به ذات او - تبارك و تعالى - و او را فاعل بالعنايه دانند ، و عنايت عبارت باشد از علم فاعل بر وجه خير به نظام اتم فعل كه موجب و مرجح باشد ، ترتب در آن نظام را بر او و صدور او را ، پس حيثيت فاعليت مبدأ اعلى در مرتبهء اين علم بود . نه در مرتبهء ذات او . پس اگر ثابت شود كه غايت عين فاعل بود بيش از اين ثابت نشود كه غايت فعل مبدأ اعلى عين حيثيت فاعليت او باشد كه مرتبهء عنايت بود كه زايد بر ذات مبدأ اعلى باشد . پس شيخ - قدس سرّه - تصريح نفرموده است به آنچه مقصود صدر المتألهين بود ، و بيان او را در تعليقات بر موافق مذهب او توان توجيه نمود .
گويم كه مقصود صدر المتألهين استشهاد به كلام شيخ بود ، و اصل مطلب كه غايت عين فاعل بود ، نه در اينكه