تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢

اشاره باشد و به معنى عام براى ارادهء حق متعلق به جواب از سؤال ششم آنكه اين اراده عين علم او بود .

* بذات غير او ، و هم اعم باشد از اينكه محبوب و مبتهج ، محبوب و مبتهج بالذات بود ، يا بالعرض و هم اعمّ باشد از اينكه محبوبيّت او به ادراكى يقينى بود ، يا به ادراكى ظنّى ، و از آنجا كه خيريّت وجودات به ماهى وجودات عين وجودات باشد ، و جارى در كافّهء آنها ، چنان كه مفصلا ذكر كرديم ، و هم‌چنين علم يعنى ادراك مطلق عين حقايق وجوديه بود به حسب ذات و حقيقت ، چنان كه به تفصيل گذشت . گوئيم چنان كه هر وجودى از وجودات ، به حسب مرتبهء ذات خود علم و عالم و معلوم باشد ، هم‌چنين مبتهج و مبتهج و ابتهاج بود ، و راضى و مرضى و رضا باشد . پس بنابراين معنى عام از براى اراده ( 548 ) هر وجودى از وجودات در مرتبهء ذات خود ، مريد و مراد و اراده بود ، و چون در بيانات گذشته كه علم واجب الوجود - جل و جلاله - به ذات او عين ذات او بود ، و از اين جهت علم و عالم و معلوم متحد باشند به حسب حقيقت ، و مختلف باشند به حسب عنوان و مفهوم ، و از آنجا كه ذات او مبدأ و جاعل تام وجودات بود و جاعل تام هم تمام مجعول بالذات باشد ، و هم در فعليّت و تحصّل وجودى از او اتمّ و اكمل باشد ، و هم در مرتبهء ذات به آن جهت كه جاعل بالذات بود . خصوص هويت مجعول بالذات را به آن جهت كه مجعول بالذات باشد ، به خصوص اقتضائى كه در مرتبهء ذات او بود معين كند پيش از آنكه آن مجعول بالذات به وجود خاص خود در نظام وجود آيد ، علم واجب الوجود - جل و علا - به ذات