تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
نسبت به بدن شر بالعرض باشد ، و عذاب روحانى كه از ملكات رذيلهء نفسانيّه كه از عقايد فاسده و اعمال سيئه حاصل شود ، از آن‌جا كه ملائم اصل نفس قدسيّه انسانيه نباشد نسبت به اصل آن نفس قدسيّه كه منكوس الرّاس بود از عالم روحانى انسانى به طبيعت شهويّه و عضبيه حيوانيه شرّ بالعرض باشد . چنان كه در سورهء مباركهء الم سجده مىفرمايد :
وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ .
پس ظاهر شد كه در افاضهء مفيض خيرات از آنجا كه افاضهء او و عدل او بود شريت متصوّر نباشد . و شريّت از جانب مفاض عليه بود . چنان كه در سورهء مباركهء نساء مىفرمايد :
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ .
مىبينى كه اول حسنه و سيّئه هردو را به خود نسبت فرموده ، و بعد حسنه را به خود نسبت داده ، و سيئه را به خود نسبت نداده است . اول بملاحظهء افاضه است ، دوم به ملاحظهء مفاض عليه ، در اين مطالب تأمل نما ( 541 ) و در اهلش جويا شو ، و درس بخوان و الّا نخواهى فهميد علوم بسيار سهل و روان را بدون استاد ، و اهل اصطلاح نمىتوان فهميد ، چه جاى علوم غامضهء الهيّه كه بهرى از مطالبش را به متابعت انبياء عليهم السلام به رمز بيان كرده‌اند . تا ناقصين نيابند ، و از بابت قصور فهم مقصود به ورطهء ضلالت خود ، و يا اضلال خلق ، و يا اسائه تشنيع بزرگان از اهل علم و اصحاب معرفت نيفتند فاتّق اللّه حق تقاته .

تهميد سوم :

بدانكه طايفه‌اى از متكلمين كه معروفند به معتزله ، افعال واجب الوجود - جلّ و علا - را كه مرجع آنها به فعلى واحد بود ، و امرى فارد ، و او فيض مقدّس و قيوميّت مطلقه باشد . معلل به اغراض زائده بر ذات اقدس او دانند ، و آن اغراض ايصال خيرات و