ثابت نشود ، و تا لازم نيايد از مبدأ خيرات و كمالات اختيار شر كثير از براى شرّ قليل .
زيرا كه ترك خير كثير از براى شر قليل شر كثير است . مثال قسم اول مفارقات عقليّه و ذوات كريمهء قدسيّه است ، چنان كه بيان نمودم ، و مثال قسم دوم عالم كائنات است كه به جهت اشتمال بر متضادات و متصادمات مودى بر شرور و مضارّ مىباشند ، ولى جهات شرور در جنب جهات خيرات مغلوب و مضمحل است . مشاهده كن عناصر اربعه را كه موصوف به شريّت مىباشند و از جملهء شرور بالعرض ( 531 ) معدودند ، و ملاحظه كن انتفاع شخص واحد را به منافع آنها و تضرر او را به مضارّ آنها و ببين كه چگونه نسبت مضار او به منافعش نسبت قطره به دريا است ، و هرگاه نسبت شخص واحد نسبت به مدت حياتش چنين باشد ، پس به نظام جمع ؛ انسان و حيوان و نبات چه نمود خواهد داشت ، با آنچه كه مذكور نمودم كه مبدأ خيرات و كمالات لا تعد و لا تحصى مىباشند .
و لا يعلمها الّا اللّه الموجد لها و المخترع ايّاها ، و قياس كن بر آنها ساير امور وجوديه را كه از اقسام شرور معدودند . و متدبر باش تا حقيقت حال منكشف گردد ، و مقام تأمل و توقف نماند ، و پس از اين بيان به چند سطرى به جهت توضيح اين مطلب فرموده است هرگاه در اكثر كائنات نسبت شرور به خيرات ، نسبت قطره به دريا باشد ، اگر در اقل آنها شرور مساوى خيرات و يا بيشتر از خيرات باشند ، نمودى در جنب خيرات غيرمحصورهء اكثر كائنات نخواهد داشت ، بلكه نسبت نقطهء بيضاء در جنب صفحهء غبرا خواهد بود ، علاوه بر اين بيان نمودم كه امور وجوديه از آن جهت كه امور وجوديهاند .
در حدّ انفس خود خيرات و كمالاتند ، و شريّت ندارند مگر به اعتبار تعدى به سوى شرّ بالذات كه عدم ذات و عدم كمالى از ذات است ، و نيز بيان نمودم كه اين تأدّى بالعرض ( 532 ) و به تبعيت آثار بالذات آن امور وجوديه است ، و آن آثار وجوديّه نيز در حدّ انفس خود در سنخ خيرات و ملايم مؤثرات بالذاتند . پس در هر ماده از مواد سه قسم از خيريت متحقق مىشود . يكى خيريت مؤثرات وجوديه در حدّ انفس خود ديگرى خيريت
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 457
مساهمون: آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)
ص٤٥٧