به جواب از سؤال ششم در بادى نظر به اقسام خمسه و آنكه دو موجود نبود قسم آن
معرفت در اين موضع از كتاب لمعات الهيه فرموده است :
بدانكه موجودات عالم امكان در اول راى و بادى نظر به قسمت اوليّه از پنج قسم بيرون نيستند ، اول آن است كه همهاش خير باشد ، و اصلا شريّت در او نباشد . دوم آن است كه خيريّت او كثير و شريّت او قليل باشد . سيم آن است كه شريّت او كثير و خيريّت او قليل باشد . چهارم آن است كه خيريّت و شريّت او متساوى باشند . پنجم آن است كه همهاش شر باشد و اصلا خيريت در او نباشد . ولى بعد از تأمل صادق ظاهر مىشود كه سه قسم اخير واقع نمىتواند شد ، و الّا در قسم سيم ترجيح مرجوح بر راجح لازم مىايد ، و در قسم چهارم ترجيح بلامرجح ثابت مىشود ، و در قسم پنجم علاوه ( 530 ) بر ترجيح مرجوح بر راجح لازم مىايد كه شر بالذات موجود باشد . زيرا كه از بيّنات است كه چيزى كه اصلا خيريت در او نباشد ، شر بالذات است ، و در لمعه سابقه محقق شد كه شر بالذات موجود نمىتواند شد ، علاوه بر اين محقق شد كه خير بالذّات وجود است ، و شر بالذات عدم ، پس چيزى كه اصلا خيريّت در او متصوّر نباشد لا محاله از سنخ اعدام و معدومات است . پس فرض وجود قسم پنجم مستلزم اجتماع متنافييين است . امّا قسم اول و دوم ، پس مقتضاى عنايت الهيّه و حكمت ربانيّه ، وجود و تحقّق آن دو قسم است ، تا ترجيح مرجوح بر راجح لازم نيايد ، و تا تعطيل در وجود و قصور در فياضيت و عجز از افاده كمالات و بخل در افاضهء خيرات