مثالهاى جزوى اكتفا فرمودهاند . معلوم شود كه خالى از سوء ادب و جسارت نباشد . زيرا كه چون مطلب بديهى باشد حاجتى به اقامهء برهان نباشد ، و با بداهت مطلب نفوس مقدسهء اولياى حكمت توانند بر او اقامه برهان كنند ، و اين برهان را فاضل كامل علامه شيرازى در شرح حكمت اشراق ذكر كرده است ، و قول آن حكيم الهى كه مىفرمايد : « فان كان كونه شرّ الكونه معد ما للشىء او لبعض كمالاته الخ . » در توضيح او گوئيم كه امرى وجودى كه معدم ذات شىء باشد ، يا معدم كمال او اگر قطع نظر كنيم از سببيّت او عدم آن شىء را يا عدم كمال او را ، و ملاحظه كنيم او را به آن جهت كه موجود بود ، و واجد نفس خود ، و كمال لايق به حال خود باشد و به آن جهت كه فايض و صادر بود از علّت فياضهء خود ، شر نباشد . زيرا كه از بديهيات اوليّه بود كه وجدان شىء ذات خود را ( 529 ) و وجدان كمال ذات خود را خير باشد ، و منكر او به سوداى مفرط و جنون نزد كافهء عقلا منسوب بود ، و صدور از علت فياضه كه خير محض باشد ، خير باشد ، چنان كه خداوند عليم حكيم مىفرمايد : قل كلّ يعمل على شاكلته و حكماى متألهين - قدست اسرارهم - اقتباسا عن تلك الكلمة الهيه و استنباطا من القواعد العقليه فرمودهاند : كلّ فاعل ففعله مثل طبيعته ، و در بدايع گذشته مناسبت تامه ميانه جاعل بالذات ، و مجعول بالذات با كمال مباينت ثابت گرديد .
تقسيم و تحقيق
اشاره به تقسيم موجودات به حسب خيريت و شريت متعلق
والد علامه - قدس سرّه - مطابق فرمودهء اولياى حكمت و