تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
ثمار شر بود ، و در اين صورت عدم او نسبت به ثمار خير باشد ، و چون بينيم كه وجود او موجب مستى شتر نر شود ، و سبب انبعاث قوت شهوت او ، تا بر شتر ماده جهد ، و به اين سبب نوع شتر به تجدد افراد باقى ماند ، حكم كنيم كه او نسبت به شتر خير بالقياس بود ، و چون عدم او را به مزاج حيوانى كه به غلبهء برودت غريبه از اعتدال مناسب به مزاج آن حيوان ( 524 ) خارج شده باشد قياس كنيم و ببينيم كه عدم او موجب رجوع آن مزاج بود به اعتدال ، حكم كنيم كه عدم او به قياس به آن مزاج خير باشد ، و همچنين ذكر ساير امثله كه محقّق - قدس سره - ذكر فرموده است . از اين جهت بود كه ياد كرديم ، پس مقصود او از فحص ، فحص جهات شىء واحد بود ، نه فحص و استقراء افراد عنوانى كلّى چنان كه از ملاحظهء بيان او بر اصحاب نظر عيان و نمايان باشد .

اعلان و ايذان برهان و ايقان :

اشاره به اينكه براى خير و شر دو معنى بود يكى از آن دو كمال و نقصان باشد و ديگرى وجدان هر شىء وجود خود و كمال لايق آن را و فقدان يكى از اين دو بود .

صدر الحكماء و المتألهين در الهيات كتاب مستطاب اسفار اربعه در اول فصل مباحث خير و شر دو مطلب بيان فرموده است . يكم اينكه خير و شر بر دو معنى اطلاق شوند . يكى مصطلح عليه و ديگرى غيرمصطلح عليه . دوم اين‌كه شر را ذاتى نبود بلكه او امرى عدمى بود يا عدم ذات شىء باشد يا عدم كمال ذات شىء به اين عبارت : الشرّ ما يتشوقه كلّ شىء يتوخّاه و يتم به قسطه من الكمال الممكن فى حقّه و يكون كلّ ذات مولية وجه القصد الى شطره فى ضروريّات وجودها و اوايل فطرتها و فى مكمّلات حقيقتها
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 451 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)