اضائة و انارة :
اشاره باشد به رفع اشكالى كه بر كلام محقق طوسى در بيان الوجود خير توهم شده و با آنكه وجود را حقيقتى باشد سواى مفهوم اعتبارى
بدانكه تحقيق اينكه خير بالذات وجود بما هو وجود بود ، و شر بالذات عدم بما هو عدم ، منوط باشد به اينكه وجود را اصلى بود ، يعنى فرد واقعى باشد كه به ذات طارد عدم بود و منحصر نباشد حقيقت او به مفهومى اعتبارى كه از معقولات ثانويه بود ، و منحصر نباشد افراد او نيز به حصصى اعتباريه كه از اضافهء عقل ، مفهوم اعتبارى او را به ديگر مفهومات حاصل شوند ، زيرا كه چنان كه آن محقق - قدس سره - و غير او از استادان و ماهران فرمودهاند : خير به حسب حقيقت و ماهيّت امرى باشد كه طلب كند اشياء او را ، يا به طبع و جبلّت ، يا به قصد و اراده و شر امرى باشد ( 519 ) كه متنفّر باشند از او اشياء به طبع و جبلّت و يا به قصد و اراده ، و از جملهء واضحات بود كه مفهوم وجود به آن جهت كه مفهومى اعتبارى باشد مشتاق اليه و مؤثر و مطلوب نباشد ، و كمال شيئى از اشياء نبود اگرچه علم به او و به آن جهت كه حاكى باشد از حقيقت وجود مطلوب ، و مشتاق اليه بود ، و همچنين حصص اعتباريهء او به آن جهت كه حصص اعتباريّهاند مطلوب و مشتاق اليه نباشد بلكه هر مفهوم به آنجهت كه مفهوم بود ، اصيل باشد يا اعتبارى ، به ذات نه خير باشد نه شر ، زيرا كه در مدارك محصلين متقرر بود كه الماهية ليست من حيث هى الّاهى ، و بر عارف به اين كلمهء موروثه واضح و آشكار باشد كه مقصود از ماهيّت در او مطلق مفهوم بود ، خواه اصيل باشد . خواه اعتبارى .
پس خيريّت و شريّت از مرتبهء ذوات ماهيّات خارج بود ، و ماهيّت